همان تعداد از اسيران مسلمان را آزاد كرد . در اين روز ابو يحيى بن الشيخ ابى حفص رشادتها نمود تا كشته شد . فرزندانش را از آن پس بنى الشهيد خواندند . المنصور به اشبيليه بازگرديد .
سپس در سال 592 به غزا به ناحيهء اندلس راند و چند دژ و شهر بگرفت و ويران نمود از آن جمله ترجاله و طلبيره بودند و بر طليطله مشرف شد و اراضى آن را ويران نمود و تاراج كرد و در سال 593 به اشبيله باز گرديد . نزد او در باب قاضى ابو الوليد بن رشد سعايت كردند كه در دين و عقيدهء او خلل است . حتى برخى از اين عقايد در تأليفات او و به خط او موجود است . المنصور دستور داد زندانيش كنند و سپس آزادش كرد و به حضرت خواند و ابن رشد در اين سفر وفات كرد .
يعقوب المنصور از اشبيليه به غزاى بلاد پسر الفونسو رفت و در آستان شهر طليطله در آنجا خبر يافت كه صاحب بر شلونه پسر الفونسو را يارى داده است و لشكر فرستاده و اكنون همه در دشت مجريط ( مادريد ) گرد آمدهاند . المنصور لشكر بر سر ايشان برد . چون به نزديكى آنان رسيد لشكر آلفونسو بى هيچ نبردى پراكنده شد و منصور به اشبيليه باز گرديد .
آنگاه پادشاهان مسيحى رغبت كردند با او طرح دوستى ريزند . المنصور نيز اين خواست بپذيرفت . منشور امارت اشبيليه را به السيد ابو زيد بن الخليفه داد و منشور امارت بطليوس را به السيد ابو الربيع بن السيد ابى حفص سپرد و السيد ابو عبد اللّه بن السيد ابو حفص را امارت مغرب ارزانى داشت . و در سال 594 به مقر خويش باز گرديد . در اين هنگام بيمار شد و مرگش در همين بيمارى بود . پيش از مرگ خويش وصيت كرد . وصيت او مشهور شد و مردم براى يك ديگر نقل مىكردند . عيسى بن الشيخ ابى حفص به هنگام وصيت كردنش حاضر بود . در آخر ماه ربيع الاخر سال 595 بمرد خدايش بيامرزاد .
خبر رسيدن ابن منقذ با هدايايى از سوى صاحب بلاد مصر
در اواخر دولت عبيديان از سال 490 فرنگان ساحل شام را تصرف كرده بودند . سپس بيت المقدس را هم تسخير كردند چون صلاح الدين بن ايوب بر مصر و شام مستولى شد عزم جهاد ايشان نمود . صلاح الدين دژهاى ايشان را يكى پس از ديگرى مىگشود تا همهء آنان را به چنگ آورد و در سال 583 بيت المقدس را فتح كرد و كليسايى را كه در آنجا پناه كرده بودند ويران نمود . امم مسيحى در هر جا كه بودند به خشم آمدند و بر ناوگان صلاح الدين در دريا راه بگرفتند صلاح الدين در سال 585 از المنصور ابو يوسف يعقوب يارى خواست و خواست تا از دريا به يارى او آيد تا عكا و صور و طرابلس را در محاصره گيرد . ابو الحارث عبد الرحمان بن منقذ باقيماندهء امراى شيزر نيز از دژهاى شام بيامد . او به هنگام اختلال دولت عبيديان بر آن بلاد مستولى شده بود .
چون كار بر صلاح الدين قرار گرفت و مصر و شام در قبضهء تصرف او آمد ، بنى منقذ را فراخواند و حق و سابقهء ايشان مرعى داشت و براى انجام اين مقصود ، او را با هدايايى به