تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
مقام خويش بينداخت . سپس رهسپار مراكش شد . گفتندش كه برادرش السيد ابو حفص والى مرسيه ، ملقب به الرشيد ، و عمش السيد ابو الربيع والى تادلا چون خبر شكست غمره را شنيده‌اند هوس دست يافتن به خلافت را در سر پخته‌اند . از اين رو هنگامى كه براى تبريك و تهنيت نزد او آمدند فرمان داد ايشان را در رباط الفتح حبس كنند تا در كارشان تحقيق كند سپس هر دو را بكشت و السيد ابو الحسن بن السيد ابو حفص را امارت بجايه داد . يحيى بن غانيه آهنگ قسنطينه نمود . السيد ابو الحسن از بجايه لشكر بر سر او برد و منهزمش ساخت و داخل در قسنطينه شد . ابن غانيه به بسكره شد و درختان آن ببريد و آنجا را به جنگ بگشود . سپس قسنطينه را محاصره نمود ولى شهر مقاومت ورزيد . از اين رو به محاصرهء بجايه رفت و در آنجا كشتار و غارت بسيار كرد اخبار آن را در آتيه خواهيم آورد .

اخبار ابو يوسف يعقوب المنصور در جهاد

ابو يوسف يعقوب خبر يافت كه دشمن بر شلب غلبه يافته و بر سپاه اشبيليه نيز دستبردى سخت زده و گروههايى از سپاهيان دشمن در آن نواحى در آمد و شد هستند و بسيارى از دژهاى آن را تسخير كرده‌اند . ابو يوسف بن ابى حفص همهء ماجرا را براى او نوشت . پس فرمان جهاد داد و در سال 586 به قصر مصموده لشكر برد و پس از آنكه روزى چند بياسود از دريا گذشت و به جزيرهء طريف در آمد و از آنجا شتابان به شلب راند . سپاهيان اندلس نيز به او پيوستند . آنان را به محاصرهء شلب گماشت و خود به دژ طرش رفت و آن را بگشود و به اشبيليه باز گرديد . سپس در سال 587 به جنگ شلب رفت و آنجا را فتح كرد . ابن وزير پس از آنكه در راه خود چند دژ گشوده بود به نزد او آمد . چون اين فتوحات حاصل شد به پايتخت خويش باز گرديد و فرمان ولايت‌عهدى پسر خود الناصر را صادر فرمود . در سال 588 السيد ابو زيد صاحب افريقيه همراه با مشايخ عرب - از هلال و سليم - به حضرت آمدند . آنان را با اكرام تمام در آورد و پس از ديدارى به بلاد خود بازگشتند . در اين احوال او را از نيرومند شدن ابن غانيه در افريقيه خبر دادند و از كثرت آشوب و فساد او در آن سرزمين ، آهنگ افريقيه نمود چون به مكناسه رسيد از حوادث اندلس اخبارى شنيد كه چون از اهميت برخوردار بود روى به سوى اندلس نمود . در سال 591 به قرطبه رسيد و سه روز در آنجا بياسود ، سپس در ارك از نواحى بطليوس فرود آمد . سپاه مسيحيان با سه تن از امرايشان بيامدند اينان پسر الفونسو و ابن الرنك ( آلفونسو هنريكيز ) و الببوح بودند . مصاف در يكى از روزهاى سال 591 بود . ابو محمد بن ابى حفص در اين روز سردار سپاه مطوعه بود و برادرش ابو يحيى سردار سپاه موحدين . در اين روز مسيحيان به هزيمت رفتند و اين هزيمت مشهور است زيرا سى هزار تن از ايشان به ضرب شمشير كشته شدند . بقاياى ايشان به دژ ارك پناه بردند اينان پنج هزار تن از سرانشان بودند . المنصور آنان را به تسليم واداشت و با آزاد كردن آنان