تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
السيد ابو عبد اللّه را فرستاد و به حضرت باز گرديد . در اثناء اين احوال خبر رسيد على بن زبرتير بر ميورقه غلبه يافته است . از اخبار او آنكه امير يوسف بن عبد المؤمن او را به ميورقه فرستاد تا در باب وفادارى بنى غانيه يقين حاصل كند و اين در اثر درخواست برادرشان محمد بود . چون زبرتير به ميورقه رسيد آنان بر برادر خود كه اينچنين تسليم شده بود بر آشفتند و برادر خود و على بن زبرتير را بگرفتند و بند بر نهادند و برادر ديگرشان على را بر خود امارت دادند و ناوگان جنگى خود به بجايه آوردند . چون آنان دور شدند على بن زبرتير به چاره‌جويى پرداخت و با غلامان غير عرب آنان در نهان به گفتگو پرداخت كه اگر راهش بگشايند كارى خواهد كرد كه آنان آزاد شده بر سرزمينهاى خويش نزد خانواده‌هاى خود باز گردند . آنان خواست او را برآوردند . على بن زبرتير در قفصه بشوريد و محمد بن اسحاق را از زندانى كه در آنجا محبوس بود برهانيد و همه به حضرت رفتند . على بن غانيه در طرابلس بود كه از ماجرا خبر يافت . برادر خود عبد اللّه را به صقليه فرستاد و او از آنجا به سوى ميورقه راند و در يكى از روستاهاى آن فرود آمد و با حيله‌اى كه انديشيد بر شهر غلبه يافت . در اين هنگام آتش فتنه در افريقيه افروخته شد . على بن غانيه به بلاد جريد لشكر برد و بر بخش بزرگى از آن غلبه يافت در آن حال خبر استيلاى او بر قفصه برسيد . يعقوب المنصور در سال 582 از مراكش بيامد و به فاس رسيد . در آنجا بياسود و رهسپار رباط تازى شد . سپس همچنان با تعبيه به تونس راند . ابن غانيه آن گروه از ملثمين و عربها را كه در اختيار داشت گرد آورد . قراقوش غز صاحب طرابلس نيز با او يار شد يعقوب المنصور به فرماندهى ابو يوسف بن السيد ابى حفص به سوى ايشان لشكر فرستاد دو سپاه در غمره مصاف دادند سپاه موحدين شكست خورد و با كشته شدن على بن زبرتير و ابو على بن يغمور و از ميان رفتن وزير ، عمر بن ابى زيد معركه پايان گرفت بقاياى لشكر موحدين به قفصه گريختند و بسيارى از ايشان به قتل رسيد آنان كه از مرگ رهايى يافتند به تونس رسيدند يعقوب المنصور براى تلافى و جبران شكست بار ديگر لشكر بيرون آورد و به قيروان رسيد و تا حامه شتابان برفت دو لشكر پيكار آغاز نهادند لشكر در شكست ابن غانيه و يارانش افتاد ابن غانيه همراه با دوستش قراقوش جان خويش از معركه برهانيدند ولى بسيارى از سپاهيانشان كشته شدند المنصور به قابس در آمد و از حرم ابن غانيه و خويشاوندان او هر كه در آنجا بود به كشتى نشاند و به تونس برد آنگاه عنان به جانب توزر گردانيد و آنجا را بگرفت و هر كه را يافت بكشت سپس به قفصه رفت مردم قفصه پس از چند روز نبرد تسليم او شدند مردم شهر را امان داد و اصحاب قراقوش را از شهر براند و ملثمين و حشودى را كه با آنان بودند بكشت و باروى شهر ويران كرد و به تونس باز گرديد آنگاه امارت افريقيه را به السيد ابو زيد داد و در سال 584 رهسپار مغرب شد و بر مهديه گذشت و از راه تاهرت به صحرا راند . عباس بن عطيه امير بنى توجين راهنماى او به تلمسان شد . بر عم خود السيد ابو اسحاق به سبب خطايى كه از او سر زده بود خشم گرفت و او را از