تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
ابن اثير گويد : پدران فضل بن ربيعة بن حازم ، فرمانروايان بلقاء و بيت المقدس بودند . فضل گاه با فرنگان مىساخت و گاه با خلفاى مصر . از اين رو طغتكين كه اتابك تتش و فرمانرواى دمشق بود با او دل بد كرد و او را از شام براند و فضل در حله بر صدقه بن مزيد فرود آمد و با او پيمان دوستى بست . صدقه هفت هزار دينار به او عطا كرد . چون صدقة بن مزيد در برابر سلطان محمد بن ملكشاه در سال 500 و سالهاى بعد ، علم مخالفت برداشت و ميانشان فتنه افتاد ، اين فضل بن ربيعه و قرواش بن شرف الدوله و مسلم بن قريش صاحب موصل و بعضى ديگر از امراى تركمان با صدقه يار شدند . همهء اينان از ياران صدقه بودند . فضل در طلايهء او به حركت در آمده به جنگ شد ولى بگريختند و به سلطان محمد بن ملكشاه پيوستند . سلطان ايشان را گرامى داشت و خلعت داد و فضل بن ربيعه را در بغداد در سراى صدقة بن مزيد جاى داد . چون سلطان به آهنگ نبرد با صدقه بيرون آمد فضل از او اجازت خواست كه به باديه رود تا صدقه را از فرار مانع شود . سلطان اجازت داد ولى او به انبار رفت و ديگر نزد سلطان باز نگرديد . پايان سخن ابن اثير . از سخن ابن اثير و نيز مسبحى چنين بر مىآيد كه فضل و بدر بدون شك از آل جراح هستند و نيز از سياق سخن اينان معلوم مىشود كه جراح جد ايشان است زيرا در نسبت مىگويند : فضل بن ربيعة بن الجراح . شايد اين دستهء اخير ربيعه را به مفرج كه بزرگ بنى جراح است نسبت داده باشند و اين امر در اثر طول زمان حاصل شده باشد و در باديه از اين گونه غفلتها ديده مىشود . نسب خاندان فضل بن ربيعة به مفرج طائى مىپيوندد . بعضى گويند كه رياست طى از آن اياس بن قبيصه بود از بنى هنا بن عمرو بن الغوث بن طى . اياس را كسرى ( پرويز ) پس از آنكه نعمان بن منذر را به قتل آورد بر حيره امارت داد . اياس با خالد بن الوليد مصالحه كرد و جزيه پذيرفت و از آن پس پيوسته رياست طى در خاندان قبيصه بوده است . بنابر اين ممكن است خاندان جراح و خاندان فضل از اعقاب ايشان باشند . و اگر اعقابشان منقرض شده باشد ، اينان از نزديكترين خاندانها به اين نسب هستند زيرا رياست بر احياء و شعوب در اهل عصبيت و نسب پيوسته مىماند . چنان كه در آغاز كتاب بدان اشاره كرديم . ابن حزم به هنگام ذكر انساب طى گويد كه چون از يمن خارج شدند با بنى اسد در كوههاى اجا و سلمى فرود آمدند و آن دو كوه و سرزمينهاى ميان آن دو را وطن خويش ساختند و بنى اسد ميان ايشان و عراق جاى گرفتند . آنگاه بسيارى از ايشان چون بنى خارجة بن سعد بن قطرم [ 1 ] و تيم اللّه و حبيش و اسعد كه برادران آنها بودند در حرب فساد از آن كوه بيرون آمدند و به حلب رفتند و در آن بلاد سكونت گزيدند مگر بنى رومان بن جندب بن خارجة بن سعد
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهءB: قطره .