تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨

خبر از بنى الرنذ ملوك قفصه كه به هنگام ضعف دولت آل باديس در قيروان و پريشانى آن در اثر فتنهء عرب ، شورش كردند و آغاز دولتشان و دگرگونى امورشان

چون عرب بر افريقيه غلبه يافت و نظام دولت صنهاجيان از هم گسيخت و معز بن باديس از قيروان به مهديه رفت ، در قفصه از صنهاجه عاملى بود به نام عبد اللّه بن محمد بن الرند . اصل او از جربه و از بنى صدغيان بود . ابن نخيل [ 1 ] گويد كه او از بنى مرين [ 2 ] و از مغراوه بود . مسكنشان در جوسين بود از نفزاوه . عبد اللّه بن محمد قفصه را تصرف كرد و ريشهء فساد را از آنجا بركند و با عرب مصالحه كرد كه باج بپردازد . با اين اقدام راهها امن شد و اوضاع استقامت گرفت . سپس راه خودكامگى در پيش گرفت و در سال 545 طوق فرمانبردارى از گردن بيفكند و همچنان بر اين حال ببود . شهرهاى توزر و نفطه تقيوس و حامه و ديگر اعمال قسطيليه با او بيعت كردند و كارش بالا گرفت و نيرومند شد . شعرا و قصيده‌پردازان به سوى او روى آوردند . علماى دينى را گرامى مىداشت . در سال 565 در گذشت . پس از او پسرش المعتز به جايش نشست . كنيهء او ابو عمر بود . مردم مطيع فرمانش شدند و او كارها در ضبط آورد . و اموال گرد آورد و رجال را برگزيد و بركشيد و بر قموده و جبل هواره و ديگر بلاد قسطيليه و متعلقات آن غلبه يافت . معتز مردى نيكسيرت بود . چشمانش نابينا شد و پسرش تميم در زمان حيات او بمرد . از اين رو نوهء خود يحيى بن تميم را وليعهد خود قرار داد . يحيى به كار پرداخت ولى بر نياى خويش سخت گرفت اين خاندان زندگى خوشى داشت تا آنگاه كه در سال 554 عبد المؤمن بر سرشان لشكر آورد و آنان را از فرمانروايى بازداشت و ايشان را به بجايه برد . معتز در سال 557 در بجايه درگذشت . گويند صد و چهارده سال از عمرش رفته بود و برخى گويند به هنگام مرگ هفتاد ساله بود . پس از او به اندك زمانى نوه‌اش يحيى بن تميم نيز چشم از جهان فرو بست . عبد المؤمن ، نعمان بن عبد الحق الهنتاتى را بر قفصه امارت داد سپس پس از سه سال او را عزل كرد و ميمون بن اجاناى كنفيسى را به جاى او قرار داد و چون ميمون را نيز عزل كرد . امارت قفصه را به عمران بن موسى الصنهاجى سپرد . عمران بن موسى بر مردم ستم كرد . از اين رو نزد على بن العز بن المعتز كه در بجايه بود كس فرستادند . او در كارگاهى پيشهء خياطى داشت . على بيامد و مردم بر عمران بن موسى عامل موحدين بشوريدند و او را كشتند و زمام ملك به دست على بن العز دادند . على مملكت در ضبط آورد و در رفاه حال رعيت كوشيد . در سال 563 يوسف بن عبد المؤمن برادر خود السيد ابو زكريا را به جنگ على فرستاد . ابو زكريا محاصره‌اش كرد و بر او سخت گرفت و نخلستانها
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخه‌هاىAوD: محيل . [ ( 2 ) ] در نسخهءE: يزمرتن .