بطون صنهاجه زندگى نكنند . تا آنجا كه برخى پندارند كه ايشان ثلث همهء بربرند . در ايام رده و در خروج بر ضد امرا در افريقيه نامشان مذكور است و ما در آغاز ذكر بربر از آن ياد كرديم و در اينجا به قدر امكان نيز سخن خواهيم گفت . اما در باب نسبشان : ايشان از فرزندان صنهاجاند و او همان صناك يا صرهاك است به صاد نزديك به زاء و كاف نزديك به جيم .
عرب چون صناك را معرب كرد ، ميان نون و الف ، هاء افزود و صنهاج گفت . نسب شناسان بربر گويند كه صنهاج از بطون برانس است از فرزندان برنس بن بر . ابن الكلبى و طبرى گويند كه ايشان و كتامه همه از حميرند . چنان كه در باب كتامه آورديم . طبرى در تاريخ خود گويد : صنهاج بن يصوكان [ 1 ] بن ميسور بن الفند بن افريقس بن قيس . بعضى از نسب شناسان گويند : صنهاج بن المثنى بن المنصور بن الصباح بن يحصب بن مالك بن عامر بن حمير الاصغر بن سبا . ابن النحوى از مورخان دولت ايشان چنين گفته و تا يحصب بر شمرده است و ما انساب حمير را آورديم و چنين نبود كه او گويد . و اللّه اعلم . اما محققان از نسب شناسان بربر مىگويند صنهاج بن عاصيل [ 2 ] بن زعزاع بن تيمتا بن سدر بن مولان بن مصلتن [ 3 ] بن سر [ 4 ] بن مكسيلة [ 5 ] بن ديقوس بن حلحال بن شروين بن مصرايم بن حام . و پندارند كه كزول و لمط و هسكوره برادران صنهاجاند و مادر هر چهار تصكى [ 6 ] بوده است و بدان معروفاند . او دختر زجيك بن مادغس است و آن زن را عرجاء ( لنگ ) گويند و اين چهار قبيله از قبايلى هستند كه از سوى مادر برادرند .
و اللّه اعلم .
اما بطون صنهاجه بسيار است . از ايشان است : تلكاته و انجفه و شرطه و لمتونه و مسوفه و كداله و منداسه و بنى وارث و بنى يتيسن . از بطون انجفه است : بنى مزوارت و بنى سليب و فشتاله و ملوانه . همچنين برخى از نسب شناسان بربر در كتب خود آوردهاند و بعضى از مورخانشان نيز يادآور شدهاند كه شمار بطون ايشان به هفتاد مىرسد .
ابن الكلبى و طبرى گويند كه بلادشان مسير شش ماه راه در صحرا است .
بزرگترين قبايل صنهاجه تلكاته است و در آغاز ، فرمانروايى در ميان ايشان بوده است .
مواطنشان ما بين مغرب اوسط و افريقيه است و شهرنشيناند . مواطن مسوفه و لمتونه و كداله و شرطه در صحراست و ايشان چادرنشيناند .
اما انجفه بطونشان پراكنده است و بيشتر بطون صنهاجه ايناناند . صنهاجه را ولايت على بن ابى طالب ( ع ) است ، چنان كه مغراوه دوستدار عثمان بن عفان ( رض ) هستند ولى ما سبب اين دوستيها و اصل آنها را نمىدانيم . از مشاهير ايشان در دولت اسلامى يكى ثابت بن وزريدن
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخههاىAوD: نصركان .
[ ( 2 ) ] در جاهاى ديگر : عاميل .
[ ( 3 ) ] در نسخههاىBوD: يصلين .
[ ( 4 ) ] در نسخهءA: تبن و درC: شر .
[ ( 5 ) ] در نسخهءB: مكسله .
[ ( 6 ) ] در جاهاى ديگر : تيصكى .