الناصر منشور حكومت اعمال پدرش در مغرب را به او داد و دست او به دست خير بن محمد بن خزر رسيد . چنان كه پدرانشان چنين بودند .
سپس ميانشان خلاف افتاد و هر دو آمادهء پيكار شدند . الناصر قاضى خود منذر بن سعد را براى تحقيق در احوال و صلح ميان آن دو بفرستاد و قضيه آن سان كه او مىخواست به پايان آمد . در سال 335 برادر مدين ، بورى كه از لشكرگاه المنصور گريخته بود با احمد بن بكر الجذامى عامل فاس به او پيوست . اين دو نخست به ابو يزيد پيوسته بودند . احمد بن ابى بكر به فاس رفت و در آنجا ناشناخته مدتى بزيست سپس بر عامل آن حسن بن قاسم اللواتى بشوريد و او را از كار بينداخت . بورى نزد برادر خود مدين رفت و اعمال پدر را با او و برادر ديگرش به نام منقذ ميان خود تقسيم كردند . بورى در سال 345 به نزد الناصر رفت . الناصر امارتش داد و اكرامش كرد . الناصر قلمروش را به پسرش منصور داد . بورى به هنگامى كه برادر خود مدين را در فاس محاصره كرده بمرد . پسرانش ابو العيش و منصور نزد الناصر رفتند .
الناصر آن دو را آن سان كه با پدرشان رفتار مىكرد گرامى داشت .
مدين نيز بمرد الناصر قلمرو او را در سال ( سفيد است ) به برادرش منقذ واگذاشت سپس مغراوه بر فاس [ 1 ] و اعمال آن غلبه يافتند و كارشان در مغرب بالا گرفت . و مكناسه را از ضواحى و اعمال آن بر افكندند و آنان به مواطن خود شدند . اسماعيل بن بورى و محمد بن عبد اللّه بن مدين به اندلس رفتند و در آنجا ماندند . در ايام المنصور بن ابى عامر با واضح به مغرب آمدند . و اين به هنگامى بود كه زيرى بن عطيه در سال 386 طغيان كرده بود و از اطاعت آنان سر برتافته بود . واضح مغرب را گرفت و آنان را به فرمانروايى آن باز گردانيد . و بلكين بن زيرى بر مغرب اوسط غلبه يافت و بنى خزر ملوك مغرب اوسط كه از مغراوه بودند مغلوب شدند و دست مكناسه به آن رسيد . خاندان موسى بن ابى العافيه همواره در فرمان بنى زيرى بودند و به يارى آنان اقدام مىكردند . اسماعيل بن بورى در جنگهاى حماد با باديس در شلف به سال 405 كشته شد . دولتشان در اعقاب موسى باقى ماند تا آنگاه كه دولت مرابطين آشكار گرديد و يوسف بن تاشفين بر اعمال مغرب غلبه يافت . پس قاسم بن محمد بن عبد الرحمان بن موسى بن ابى العافيه به سوى ايشان لشكر برد و از مردم فاس كه بعد از هلاكت معنصر [ 2 ] المغراوى به يارى زناته برخاسته بودند يارى خواست و با سپاهيان مرابطين روياروى شد و آنان را در وادى صفير شكست داد . سپس يوسف بن تاشفين بر سر او لشكر آورد و قلعهء فازاز را محاصره نمود .
قاسم بن محمد منهزم شد و جمع زناته و مكناسه پراكنده گرديد و به جنگ وارد فاس شد .
چنان كه در اخبارش آورديم . آنگاه به اعمال مكناسه لشكر برد و حصن تسول را تصرف كرد و قاسم را بكشت .
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخههاىBوD: قابس .
[ ( 2 ) ] در نسخههاىA،BوD: در اينجا معنصره است .