در بعضى از تواريخ مغرب هلاكت ابراهيم بن موسى را سال 405 ضبط كردهاند . پس از او پسرش عبد اللّه يا عبد الرحمان به جايش نشست . او نيز در سال 430 درگذشت . پس از او نوبت حكومت به محمد رسيد . محمد در سال 446 بمرد . پسرش قاسم جانشين پدر شد و در تسول به هنگام حملهء لمتونه در سال 463 به هلاكت رسيد و ملك مكناسه در مغرب با انقراض ملك مغراوه منقرض گرديد . و الامر للّه وحده .
در اين عهد از قبايل مكناسه پس از آنكه سالها دولتها فرمانبردار ايشان بودند و آستانشان پناه مردم بود ، بقايايى در جبال تازى باقى مانده است . مكناسيان به وفور باج و خراج موصوف بودند و به قدرت و توان معروف . در يارى دولت به ترتيب سپاه و بسيج سواران رنج فراوان مىبردند .
از قبايل مكناسه غير از اينها كه نام برديم قبايلى در نواحى افريقيه و مغرب اوسط پراكندهاند . « ان يشا يذهبكم و يات بخلق جديد و ما ذلك على اللّه بعزيز . » اين بود پايان سخن در بنى ورصطيف . اينك به بيان احوال ديگر بربرها يعنى زناته باز مىگرديم . و اللّه ولى العون .
اخبار برانس از بربر نخست از هواره و شعوب آن آغاز مىكنيم و به ذكر بطون و دگرگونيهاى احوالشان و افتراق شعوبشان در بلاد افريقيه و مغرب مىپردازيم .
قبيلهء هواره از بطون برانس است و به اتفاق نسب شناسان عرب و بربر و فرزندان هوار بن اوريغ بن برنس ، ولى برخى پنداشتهاند كه ايشان از اعراب يمنى هستند . اينان گاه مىگويند از عاملهاند ، يكى از بطون قضاعه و گاه گويند از فرزندان مسور بن سكاسك بن واثل بن حميرند . اگر وجه درستتر را بخواهيم مسور بن سكاسك بن اشرش بن كنده و نسب آنان را چنين بيان مىكنند :
هوار بن اوريغ بن خبوز بن المثنى بن المسور . در نظر ايشان هواره و صنهاجه و لمطه و كزوله و هسكوره همه معروف به بنى تيصكى و مسور نياى همه است . او به ميان بربرهاى ابتر افتاد و بر بنى زجيك بن مادغس ابتر فرود آمد . آنان چهار برادر بودند : لوا و ضريس و اداس و نفوس . آنان خواهر خود تيصكى لنگ دختر زجيك را به مسور دادند . از او مثنى پدر هواره زاده شد . اين زن را بعد از مسور ، عاصيل بن زعزاع پدر صنهاجه و لمطه و كزوله و هسكوره به زنى گرفت و چنان كه خواهد آمد اينان برادران مادرى مثنى هستند و همه به آن زن شناختهاند .
بعضى گويند : مثنى بن المسور ، خبوز را آورد و خبوز بن المثنى ، ريغ را ، كه برخى او را اوريغ بن برنس گويند و قبايل هواره از او منشعب شدهاند . گويند اين قوم را از آن رو هواره گويند كه مسور چون در بلاد مىگشت و به مغرب افتاد گفت : لقد تهورنا ( ما تهور كرديم ) .
برخى از نسب شناسان بربر نيز چنين مىگويند . من معتقدم - و خدا داناتر است - كه اين خبر ساختگى است و نشان ساختگى بودن در آن آشكار است . مؤيد آن اين است كه محققان و نسب