جنگ به سود ايشان پايان گرفت و سپاه حسن بن محمد ، الحجام درهم شكست و او با بقاياى لشكر شكستخوردهاش به فاس باز گرديد . عامل او بر عدوة القروبين به نام حامد بن حمدان الهمدانى بر غدر كرد و بگرفت و به زندانش كرد و موسى بن ابى العافيه را ترغيب كرد كه اگر بيايد ، شهر را تسليمش خواهد كرد . موسى به عدوة الاندلس تاخت و آنجا را تصرف نمود و عاملش عبد اللّه بن ثعلبة [ 1 ] بن محارب بن عبود را بكشت و به جاى او برادر خود محمد را برگماشت . آنگاه از حامد بن حمدان خواست كه حسن بن محمد را تسليم او كند . حامد حيله كرد و حسن را وادار به فرار نمود زيرا نمىخواست در خون اهل بيت شود . حسن از باروى شهر خود را بياويخت كه فرود آيد و چون بيفتاد و ساق پايش بشكست ، سه شب بعد در عدوة الاندلس در خفا بمرد . حامد از سطوت موسى بن ابى العافيه بترسيد پس به مهديه رفت و موسى بر فاس و مغرب غلبه يافت . آنگاه همهء ادارسه گرد آمدند و از فاس به يكى از دژهايشان به نام قلعهء حجر النسر در نزديكى بصره ( در مغرب ) رفتند . موسى چند بار آنان را محاصره نمود سپس بر سرشان لشكر كشيد . موسى سردار سپاه خود ابو الفتح را به جاى خود نهاد و خود در سال 319 به تلمسان رفت . در اين روزها پسر خود مدين را نيز در مغرب اقصى جانشين خود ساخته بود . سپس او را به عدوة القرويين فرستاد .
موسى بن ابى العافية طوال بن ابى يزيد را امارت عدوة الاندلس داد و محمد بن ثعلبه را عزل كرد و خود به تلمسان رفت و آنجا را بگرفت بر فرمانرواى آن حسن بن ابى العيش بن عيسى بن ادريس بن محمد بن سليمان غلبه يافت . او از اعقاب سليمان بن عبد اللّه برادر ادريس بزرگ بود و بعد از او به مغرب داخل شده بود . چون موسى بن ابى العافيه تلمسان را از حسن بن ابى العيش بستد او را به مليله از جزاير ملويه فرستاد و خود به فاس باز گرديد . دعوت خليفه عبد الرحمان الناصر اموى در مغرب گسترش يافته بود . الناصر ، موسى بن ابى العافيه را به سوى خود فرا خواند و وعدههاى نيك داد . موسى نيز اجابت كرد و سر از اطاعت خلفاى شيعه فاطمى باز زد و در منابر قلمرو خويش به نام الناصر خطبه خواند . عبيد اللّه المهدى ، سردار خود حميد بن يصلتن المكناسى پسر برادر مصاله را از تاهرت به جنگ او فرستاد . او نيز در سال 321 لشكر در حركت آورد و در فحص مسون موسى بن ابى العافيه با او روياروى شد . سپس نبرد آغاز كردند و موسى بن ابى العافيه منهزم شد و به تسول پناه برد و در آنجا موضع گرفت . سردار او ابو الفتح نيز از حصن الادارسه آزاد شد . او را نيز تعقيب كردند و منهزمش ساختند و - لشگرگاهش را تاراج كردند .
حميد بن يصلتن به فاس روى نهاد . مدين بن موسى از آنجا به نزد پدر گريخت و حميد ، حامد بن حمدان را كه در زمرهء همراهان بود به امارت فاس بر گماشت . حميد به افريقيه راند
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخههاىBوCوD: ثعله ضبط شده .