تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
كه به كشاورزى مشغول بودند كسى باقى نماند . جمعى نيز در ميان قبايل ديگر پراكنده شدند . در نواحى فاس ، ميان فاس و صفروى قبيله‌اى از ايشان در مجاوت مغيله زندگى مىكنند . و اللّه يرث الارض و من عليها .

كوميه

اينان در قديم به صطفوره معروف بوده‌اند . برادران لمايه و مطغره‌اند . از فرزندان فاتن . داراى سه بطن هستند كه ديگر شعوب و قبايلشان از آن سه بطن منشعب شده است . آن سه بطن عبارت‌اند از : ندرومه و صغاره و بنى يلول . از ندرومه است : نفوطه و خرسه و فرده و هفانه و فرانه . از بنى يلول است : مسيفه و وتيوة و هبيشه و هيواره و والغه . و از صغاره است : ماتيله و بنى حباسه . نسب شناس مشهور هانى بن مصدور بن مريس بن مغوط از آنهاست و اين چيزى است كه در كتابهايشان معروف است . مواطن كوميه در مغرب اوسط است در ساحل دريا از ناحيهء ارشكول و تلمسان . آنان را كثرت و شوكت بسيار بود ، چنان كه بيمشان در دلها افتاده بود . كوميه از بزرگترين قبايل طرفدار موحدين شدند ، آنگاه كه مصامده را در كار المهدى و كلمهء توحيد او يارى كردند . عبد المؤمن از بنى عابد بود و بنى عابد يكى از خاندانهاى كوميه . نام او عبد المؤمن بن على بن مخلوف بن يعلى بن مروان بن نصر بن على بن عامر بن الامير بن موسى بن عبد اللّه بن يحيى بن ورزايغ بن صطفور بود . مورخان دولت موحدين سلسلهء نسب او را تا صطفور بدين گونه بيان كرده‌اند . سپس مىگويند : صطفور بن نفور بن مطماط بن هودج بن قيس بن غيلان بن مضر . بعضى از ايشان گويند : آن نسب نامه منقول از خط ابو محمد عبد الواحد المخلوع بن يوسف بن عبد المؤمن است . اما نسبت آنان به قيس غيلان چنان كه گفتيم درست نيست . از نامهايى كه در اين عمود آمده است بر مىآيد كه ساختگى است زيرا اين نامها ، نامهاى بربرها نيست و چنان كه مىبينى همه عربى هستند و حال آنكه اين قوم از بربرند و در ميان بربرها معروف . در انتساب صطفورهم به مطماط نيز تخليط است ، زيرا به رأى همهء نسب شناسان بربر آن دو برادر بوده‌اند . و عبد المؤمن بدون ترديد از اين قبيله است . و اگر جز اين باشد خداوند به آن داناتر است . عبد المؤمن از خاندانها و اشراف ايشان بود و مواطنشان در تاكرارت بود . تاكرارت حصنى است در كوه مشرف بر هنين از ناحيهء شرقى . چون عبد المؤمن در ميان ايشان به وجود آمد و به سن جوانى رسيد براى طلب علم به تلمسان رفت و از مشايخ تلمسان چون ابن صاحب الصلاة و عبد السلام تونسى كه فقيهى صالح بود علم آموخت . عبد السلام در كنار تربت شيخ ابو مدين مدفون است . چون عبد السلام درگذشت هنوز شاگردش در علوم حاذق نشده بود . عبد السلام در فقه و كلام شيخ زمان خود بود . عبد المؤمن همچنان در عطش تحصيل بود . خبر رسيد كه فقيه محمد بن تومرت المهدي
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 127 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى