يعقوب بن لبيب بن مدين بن يطوفت ، بن ملزوزه كه در سال 150 با ابو قره قيام كرد و بر قيروان غلبه يافت . چنان كه گفتهاند خالد بن خراش و خليفة بن خياط از علمايشان بودند . ديگر از رؤساى آنان موسى بن خليد و مليح بن علوان هستند و حسان بن زروال كه با عبد الرحمان الداخل به اندلس رفت و نيز دلول بن حماد امير ايشان به هنگام فرمانروايى يعلى بن محمد اليفرنى و او بود كه شهر ايكرى [ 1 ] را در دوازده ميلى دريا پى افكند . اين شهر اكنون ويرانه است و از آن جز آثارى باقى نمانده است و نيز در اين وطنگاه از مغيله نه مردمى باقى مانده است و نه خاندانى .
گروه بزرگ ديگرى از ايشان در مغرب اقصى بود . اينان بودند كه به همراهى اوربه و صدينه عهدهدار قيام به دعوت ادريس بن عبد اللّه شدند ، هنگامى كه به مغرب آمد . اينان قبايل بربر را به فرمانبردارى و دخول در قيام او فرا خواندند . و بر همين حال بودند تا دولت ادريسيان بر افتاد . بقاياى ايشان در مواطنشان بين فاس و صفروى و مكناسه همچنان بر جا هستند . و اللّه وارث الارض و من عليها .
مديونه
اينان برادران مغيله و مطماطهاند و چنان كه گفتيم از فرزندان فاتن . مواطن بيشترشان در نواحى تلمسان است ما بين كوه بنى راشد - در اين عهد - و كوه وجده كه به نام ايشان معروف است .
قوافل خود را در ضواحى و نواحى آن جابجا مىكنند . بنى يلومى و بنى يفرن در ناحيهء شرقى و مكناسه در ناحيهء غربى و ولهاصه و كوميه در سمت ساحل همسايگان ايشان بودهاند .
از رجال مشهورشان جرير بن مسعود بود كه از امرايشان بود و با ابو حاتم و ابو قره در فتنهها شركت داشتند . در آغاز فتح اندلس بسيارى از ايشان به اندلس رفتند و در آنجا صاحب قدرت و توان شدند . يكى از ايشان به نام هلال بن ابزيا در شنتمريه بر عبد الرحمان الداخل خروج كرد او دنباله رو شقياى مكناسى بود . سپس به اطاعت گردن نهاد . عبد الرحمان عذر او پذيرفت و او را به فرمانروايى قومش در مشرق اندلس و شنتمريه منصوب نمود .
و پس از او يكى ديگر از افراد قوم او ، نابتة بن عامر را امارت داد . چون بنى توجين و بنى راشد - از زناته - بر ضواحى مغرب اوسط غلبه يافتند ، قبيلهء مديونه را شمار اندك بود و از قدرت و توانشان كاسته شده بود . زناته بر ضواحى مواطنشان دست اندازى كردند و تصرفش نمودند .
مديونه بناچار به دژهاى بلاد خود در كوه تا سلاه و كوه و جده كه به نام ايشان است پناه گرفتند . بر آنان خراج مقرر شد و همچنان روى در تراجع داشتند تا آنگاه كه در آنجا جز اندكى
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهءA: ايكونى . در نسخههاىBوC: ايكرى و درD: ايكدى و در نسخهاى :
ايفكان .