مطماط مصكاب [ 1 ] بود و مطماط لقب او بود و شعوبشان منشعب از لوا بن مطماط است . او را پسر ديگرى بود به نام ورنشيط ولى از اعقاب او سخنى نرفته است . گويند كه لوا را چهار پسر بود : ورماكسن و يلاغف [ 2 ] و وريكول و يليصن . يليصن را فرزندى نبود و آن سه را فرزند بود .
و شعوب مطماطه همه از آن سه منشعب شده است . ورماكسن از او بود : مصمود و يونس و يفرين . وريكول را سه پسر بود : كلثام و مسيده و فيدن . نه مسيده را فرزند بود و نه فيدن را .
ولى فرزندان كلثام عصفراصن و سليايان بودند از سليايان است : سابحان و وريغنى و وصدى و و نطسايان و عمرو اين پنج را بنى مصطكوده گويند . آنان را به نام مادرشان نامند . عصفراصن را برهاض و يصراصن بود . از يصراصن است و رتجين و وريكول و جليدا و سكوم . ايشان را بنى تليكفتان نامند به نام مادرشان . يرهاض را يليت و يصلاسن بود و از يليت است : ورسفلاسن و سكن و محمد و مكديل و دكوال . از يصلاصن است : فاويولن و يتماسن و ماركسن و مسافر و فلوسن و وريجيد و نافع و عبد اللّه و غرذاى . اما يلاغف بن لوا بن مطماط را فرزندان بود به نام :
دهيا و تابته و از تابته است : ماجرسن و ريغ و عجلان و يفام و قره . فرزندان دهيا : ورتجى و مجلين بودند . از ورتجى است : مقرين و تور و سكم و عمجميسن . و از مجلين است : ماكور و لشكول و كيلان و مزكون و قطار و ايوره . اين بود شعوب مطماطه ، آن سان كه نسب شناسان بربر يعنى سابق و ياران او بر شمردهاند . اينان در مواطن مختلف پراكندهاند . بعضى از نواحى فاساند در جهت جنوبى آن در كوهى در آن سامان معروف به نام ايشان . اين كوه ما بين فاس و صفروى است . بعضى از ايشان در اطراف قابس و بلد ، كه بر كنار چشمهء گرم است ، ساكناند و در جانب غربى آن و آن مكان نيز به نام آنهاست و تا امروز مىگويند آب گرم مطماطه و ما در دولت حفصيان از آن ياد خواهيم كرد . بقاياى ايشان پراكندهاند و مواطن بيشترشان ارتفاعات منداس است و در نزد جبل وانشريس و جبل كزول از نواحى تاهرت . آنان را در اواخر دولت صنهاجه قدرت و صولتى بود و در فتنهء ميان حماد بن بلكين با باديس بن المنصور صاحب تأثير بودند . بزرگشان در آن ايام غزانه نام داشت او را با بربرهاى مجاور از لواته و غير ايشان جنگهايى بود . چون غزانه هلاك شد پسرش زيرى در ميان مطماطه زمام امور را به دست گرفت . و چندى در آنجا درنگ كرد ولى صنهاجه بر او غلبه كردند و او از دريا گذشت و بر المنصور بن ابى عامر فرود آمد . ابن ابى عامر گراميش داشت و در زمرهء امراى بربر كه در خدمت او بودند در آورد . زيرى بن غزانه از موجه ترين و بلند قد ترين مردان درگاه او بود و حال بر اين قرار بود تا ابن ابى عامر بمرد بعد از او المظفر و برادر المظفر ، عبد الرحمان الناصر نيز شيوهء پدر را در بزرگداشت او رعايت كردند . در شورش محمد بن هشام بن عبد الجبار بار ديگر امراى بربر و معاريف ايشان همراه محمد بن ابى عامر سرگرم نبرد
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهءA: مصكاف .
[ ( 2 ) ] در نسخهءA: تلاغف و درCيلاعف .