تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
ابو الخطاب با جماعات خويش ، در نزديكى طرابلس با او روياروى شد . محمد بن الاشعث بر او و قومش شكستى سخت وارد آورد و ابو الخطاب كشته شد . اين خبر به عبد الرحمان بن رستم كه در مقر فرمانروايى خويش در قيروان بود رسيد . زن و فرزند خويش برگرفت و به اباضيه مغرب اوسط كه از بربرها بودند ملحق شد و به سبب پيمانى كه ميان او و ايشان از قديم بود ، در آنجا فرود آمد . گردش را گرفتند و با او به خلافت بيعت كردند و در باب بناى شهرى كه مركز دولتشان باشد به سگالش پرداختند . پس شهر تاهرت را در دامنهء كوه كزول بر ارتفاعات منداس بنا كردند . تاهرت بر كنار رودى است كه از چشمه‌هايى در جنوب مىجوشد و در وادى شلف مىريزد . عبد الرحمان بن رستم در سال 144 بناى شهر را به پايان آورد ولى شهر همچنان در گسترش بود تا عبد الرحمان بمرد و پسرش عبد الوهاب [ 1 ] بعد از او به جايش نشست . عبد الوهاب از سران اباضيه بود . عبد الوهاب در سال 196 با هواره لشكر به طرابلس برد . عبد اللّه بن ابراهيم بن الاغلب از جانب پدرش ابراهيم در آنجا فرمان مىراند . عبد الوهاب با گروهى از اباضيان بربر او را در محاصره گرفت . تا ابراهيم بن الاغلب به هلاكت رسيد و عبد اللّه بن ابراهيم براى به دست گرفتن زمام امور به قيروان رفت بناچار با عبد الوهاب مصالحه كرد كه ضواحى از آن باشد . عبد الوهاب به ميان قبايل نفوسه رفت و عبد اللّه به قيروان شد . عبد الوهاب پسرش ميمون را كه سر اباضيه و صفريهء واصليه بود به امارت برگزيد . همواره به او به خلافت سلام مىكرد . پيروانش از واصليه بتنهايى سى هزار از قبايل كوچنده و چادرنشينان بودند . دولت بنى رستم بدين گونه در تاهرت به وجود آمد . همسايگانشان از مغراوه و بنى يفرن با آنان به ستيز برخاستند تا ايشان را به فرمان ادريسيان در آورند . بنى رستم بر همين حال ببودند تا آنگاه كه ابو عبد اللّه الشيعى در سال 296 بر افريقيه و مغرب چيره شد و بر تاهرت غلبه يافت و دعوت عبيد اللّه المهدى در اقطار مغرب انتشار يافت . با آمدن اين دولت و حركت عروبة بن يوسف الكتامى فاتح مغرب و سردار شيعى به تاهرت و نيز آمدن ابو حميد دواس بن صولات اللهيصى با جنگجويان خويش به مغرب در سال 298 و كشتار بربرهاى اباضى از لمايه و ازواجه و لواته و مكناسه و مطماطه و اجبار آنان به پذيرفتن كيش شيعى فاطمى ، آيين خوارج بر افتاد . در ايام اسماعيل المنصور بصلاصن بن حبوس امارت تاهرت يافت . ابن حبوس به امويان آن سوى دريا گرويد و به خير بن محمد بن خزر صاحب دعوت ايشان در زناته پيوست . المنصور پس از او غلام خود ميسور الخصى را امارت تاهرت داد و احمد بن الزجالى را كه نيز از تربيت
هامش
[ ( 1 ) ] بنا به قول ابن عذارى ، در البيان المغرب ، پس از عبد الرحمان بن رستم پسرش عبد الوارث به جايش نشست و پس از او ابو سعيد افلح بن عبد الوارث . البيان المغرب ، ( ليدن ) ج 1 ، ص 204 . م .