هشام فرمان داد كه از مصر به مغرب رود . او نيز در سال 114 به مغرب آمد و عمر بن عبد اللّه المرادى را بر طنجه و مغرب اقصى حكومت داد و پسرش اسماعيل را بر سوس و آن سوى آن .
امارتشان دوام گرفت ولى در ميان بربرها روشى ناستوده داشتند و بر آنان ستم مىكردند زيرا همواره از آنان كنيزان بربرى و پوستهاى عسلى رنگ و انواع طرائف مغرب را طلب مىداشتند .
تا آنجا كه گلهاى ميش آبستن را ذبح مىكردند تا برههاى عسلى رنگ را بيابند و از شكمشان بيرون كشند و با اين همه جز يك يا دو تا نمىيافتند . بدين گونه دست تاراج به اموال بربرها زدند و ميسرة الحقير زعيم مطغره به خشم آمد و بربرها را برانگيخت تا عمر بن عبد اللّه عامل طنجه را در سال 125 به قتل آوردند . ميسره به جاى او عبد الاعلى بن حديج الافريقى رومى الاصل را برگماشت . او از موالى عرب و از خوارج بود و بر مذهب صفريه بود . ميسره او را حكومت طنجه داد و لشكر به سوس برد و عامل آن اسماعيل بن عبد اللّه را بكشت و در مغرب آتش جنگ و ستيز افروخته شد . چنان كه از فرمان خلفاى شرق رخ برتافتند و ديگر گردن به اطاعت ايشان ندادند .
ابن الحبحاب از قيروان لشكرى بر سر ميسره فرستاد و بر مقدمه خالد بن ابى حبيب [ 1 ] الفهرى را روان داشت . ميسره با جماعات بربر با او روياروى شد . مقدمه شكست خورد و خالد به قتل رسيد . بربرهايى كه در اندلس بودند اين خبر بشنيدند و بر عامل خود عقبة بن الحجاج السلولى بشوريدند و او را عزل كردند و به جاى او عبد الملك بن قطن الفهرى را به امارت برگزيدند . اين خبر به هشام بن عبد الملك رسيد . كلثوم بن عياض القشيرى را با دوازده هزار سپاهى از سپاهيان شام روان داشت و امارت افريقيه را به او داد و او را جانشين عبيد اللّه بن حبحاب نمود .
كلثوم بن عياض در سال 123 لشكر به سوى بربر راند . مقدمهء سپاهش به وادى سبو از اعمال طنجه رسيد . در آنجا بربرها به سردارى ميسره راه بر او گرفتند و شعار خوارج آشكار كردند و مقدمه را در هم شكستند . سپس كلثوم بن عياض را منهزم ساختند و كشتند .
در اين رويارويى حيلهاى به كار برده بودند بدين گونه كه كوزههايى پر از سنگريزه كرده به دم اسبها بستند به هنگام حركت سنگريزه در درون كوزهها به صدا در مىآمدند چون به صفوف سپاه عرب نزديك شدند اسبهاى آنان از شنيدن آن صداها برميدند و صفوف به هم خورد و عاقبت به هزيمت رفتند و پراكنده شدند . بلج بن بشر العبسى با طلايهاى از مردم شام - چنان كه در اخبارشان گفتيم - به سبته رفت و مردم مصر و قيروان به قيروان بازگشتند و خوارج در هر جا و از هر سو آشكار شدند و مغرب از اطاعت خلفا بيرون رفت تا ميسره به هلاكت رسيد
هامش
[ ( 1 ) ] ابن اثير : خالد بن حبيب . ج 5 / ص 192 م .