و يحيى بن حارث كه هم از بربرها بود به رياست مطغره منصوب گرديد . او همپيمان محمد بن خزر و مغراوه بود .
پس از اين ادريس در مغرب ظهور كرد بربرها مقدمش داشتند و بيشتر ياران او از اوربه بودند . شيخ مطغره در اين ايام بهلول بن عبد الواحد بود كه به ترغيب ابراهيم بن الاغلب عامل قيروان از ادريس رويگردان شد و به هارون الرشيد گرويد . ادريس نيز با او مصالحه كرد و بشارت آشتى داد .
از اين پس قدرت مطغره روى به ضعف نهاد و جمعشان پريشان شد و مورد تاخت و تاز و تجاوز دولتها قرار گرفتند و در اين زمان در ارتفاعات مغرب و صحراى آن در ديگر بربرهاى خراجگزار مندرج گشتهاند . از ايشان جماعاتى ميان فاس و تلمسان زندگى مىكنند پيوسته به كوميهاند و همپيمان با ايشان و از آغاز دعوت موحدين در شمار آنان بودهاند . رياستشان در ميان فرزندان خليفه است كه در عهد موحدين شيخ ايشان بود و براى ايشان دژى بر ساحل دريا در آنجا كه وطنگاه ايشان بود بنا كرد و آن را تاونت ناميد . چون دولت بنى عبد المؤمن منقرض گرديد و بنى مرين بر مغرب مستولى شدند ، هارون بن موسى بن خليفه به دعوت يعقوب بن عبد الحق سلطان ايشان قيام كرد و بر ندرومه غلبه يافت . يغمراسن بن زيان به سوى او لشكر برد و ندرومه را از او باز پس گرفت و در تاونت مغلوبش نمود . سپس يعقوب بن عبد الحق لشكر كشيد و آن شهر از ايشان بستد و از آذوقه بينباشت و هارون بن موسى را بر آن امارت داد و به مغرب باز گرديد . هارون خودكامگى پيشه گرفت و در آن دژ به مدت پنج سال به نام خود دعوت كرد .
يغمراسن او را محاصره كرد و در سال 672 به صلح فرود آورد . هارون به يعقوب بن عبد الحق پيوست . سپس به اذن او رهسپار جهاد شد و به شهادت رسيد . پس از او امور مطغره را برادرش تاشفين به دست گرفت تا در سال 703 به هلاكت رسيد . رياستشان در اعقابشان تا اين زمان ادامه دارد .
از قبايل مطغره امتى است در كوه جنوبى فاس معروف به همان نام و قبايل بسيارى نيز در نواحى سجلماسهاند كه بيشتر اهل همان نواحىاند . از قبايل مطغره بسيارى نيز در صحراى مغرب زندگى مىكنند و در قلاع آن هستند و به شيوهء عربها درخت خرما غرس كردهاند . بعضى در توات در جنوب سجلماسهاند تا تمنطيت و با اصناف ديگر بربر در يك جاى وطن گرفتهاند .
در شش مرحلهاى جنوب تلمسان نيز جمعى در قلاعى نزديك به يك ديگر سكونت دارند . از آنها شهرى به شيوهء بدويان به وجود آمده است . اينان به سبب دورى در بيابان از سايهء قدرت دولتها و ملوك بيرون رفتهاند . رياستش در ميان فرزندان سيد الملوك است . در مشرق و در چند مرحلهاى آن روستاهاى ديگرى است به هم نزديك كه اندكى در دل صحرا پيش
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 120
مساهمون: ابن خلدون
ص١٢٠