تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
بسم اللّه الرحمن الرحيم اللهم صل على سيدنا و مولانا محمد و على آله و صحبه و سلم تسليما

كتاب سوم در اخبار بربر و دومين امت از مردم مغرب و ذكر سرآغاز ايشان و نژادهايشان از ابتداى خلقت تا اين زمان و ذكر اختلاف اقوال در بيان نسب ايشان

اين نژاد از آدميان ساكنان قديم مغرب‌اند . دشتها و كوههاى آن سرزمين را از ارتفاعات و روستاها و ضواحى و شهرها پر كرده‌اند . خانه‌هاى خود را از سنگ و گل يا از نى و چوب يا از مو و كرك مىسازند . آنان كه صاحب نيرو و توان‌اند براى يافتن چراگاهها سفر مىكنند ولى از مراتع نزديك به روستاها ، دور نمىشوند و به صحراها و بيابانهاى بى آب و علف نمىروند . كارشان پرورش گوسفند و گاو و اسب است . بيشتر براى سوارى يا بهره كشى . چه بسا آنان كه براى يافتن قوت خويش در پى سير و سفرند همانند عربها شتر را ارج مىنهند . معاش آنان كه صاحب نيرو و توان نيستند از كشاورزى است يا نگهداشتن مرغان خانگى ، و معاش توانمندان كه به طلب قوت سير و سفر مىكنند گاه از بهره كشى از شتر است يا در زير سايهء نيزه‌هاى خويش و راهزنى . لباسشان از پشم است و جامه‌اى كه به كلاهى منتهى مىشود و آن را برنس مىگويند بر روى لباسهاى خود مىپوشند . غالبا سرشان برهنه است و بيشتر موى سر را مىتراشند . زبانشان اعجمى است و از ديگر زبانها متمايز و به سبب همين لهجه است كه آنان را بربر گويند . گويند كه افريقس بن قيس بن صيفى از ملوك تبابعه چون به غزاى مغرب و افريقيه آمد و پادشاه جرجيس را كشت و شهرها بنا كرد ، آن سرزمين را به نام او افريقيه ناميدند . چون اين نژاد از عجمان را ديد و سخن گفتنشان را شنيد و به اختلاف و تنوع لهجه‌ها آگاه شد در شگفت آمد و گفت : بربرهء شما بسيار است . از اين رو آنان را بربر ناميدند و بربره در زبان عربى آميختن اصوات نا مفهوم است به سخن . مىگويند بربر الاسد به هنگامى كه شير به گونه‌اى نا مفهوم نعره زند .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 84 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى