تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
صفت حقيقى براى بيننده و صفت مجازى براى ناقه ( شتر ) است . فظلموا بها : نسبت به آن كافر شدند . قرآن كريم در بسيارى از آيات واژهء ظلم را به معناى كفر به‌كار برده است .

اعراب

« إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ »
« إن » نافيه ، « من » از لحاظ اعراب زايد است . « قرية » مبتداى اوّل و « نحن » مبتداى دوم است . « مهلكوها » خبر است براى مبتداى دوم و اين مبتدا و خبرش ، خبر است براى مبتداى اوّل . مصدر
« أَنْ نُرْسِلَ »
مجرور به « من » محذوف است و مصدر
« أَنْ كَذَّبَ »
فاعل منعنا مىباشد . « مبصرة » حال از « النّاقة » است . « تخويفا » مفعول لاجله است براى
« أَنْ نُرْسِلَ » .
« إِذْ قُلْنا »
« إذ » متعلق به فعل محذوف است : اذكر إذ قلنا . « فتنة » مفعول دوم براى « جعلنا » است . فاعل « يزيدهم » ضمير مستترى است كه به تخويف كه از « نخوّف » فهميده مىشود ، برمىگردد . « طغيانا » مفعول دوم است براى « يزيدهم » ، چنان‌كه در مجمع البيان آمده است .

[ تفسير ]

مهدى منتظر

وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباً شَدِيداً كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً .
ظاهر آيه نشان مىدهد كه تمام مردم پيش از فرارسيدن قيامت نابود مىشوند ، به قسمى كه آن روز مىآيد ، درحالىكه هيچ انسانى بر روى زمين به چشم نمىخورد و اين ، امرى است كه با قلم قضا و قدر الهى نوشته شده و راه گريزى از آن وجود ندارد ؛ ولى برخى از جوامع را خداوند با مرگ طبيعى از بين مىبرد و برخى را با عذابى سخت و اين ، در حالى است كه خداوند نه ويژگى اين گروه را بيان كرده و نه ويژگى آن گروه را . آنچه گفته شد ، ظاهر آيه است ؛ لكن مفسران گفته‌اند : جامعهء صالح با مرگ طبيعى از بين مىرود و جامعهء فاسد با عذاب . اين نظريهء مفسران