مىنمايد ، ما از شما انسان زندهاى مىآفرينيم همانند خودتان . كسى كه از سنگ و آهن و از چيزى سختتر از آهن انسان زندهاى را بيافريند ، سزاوارتر است كه زندهاى را پس از مرگش دوباره زنده كند ؛ زيرا گردآوردن چيز پس از پراكنده شدن اجزايش آسانتر از آن است كه از آن موجودى بيافريند با سرشت جديد كه با سرشت نخستين آن در تضاد باشد . بهطور خلاصه ، زنده كردن انسان پس از مرگ ، آسانتر از آن است كه آهن را انسان قرار دهد . بنابراين ، كسى كه بر آفرينش انسان از آهن توانا باشد ، به طريق اولى بر دوباره زنده كردن او توانا خواهد بود .
فَسَيَقُولُونَ مَنْ يُعِيدُنا .
يعنى چهكسى پس از آنكه ما غبار پراكنده مىشويم ، دوباره ما را زنده مىكند ؟ اين پرسش جوابش را با خودش دارد و آن اين است :
قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ .
بنابراين ، اعادهكنندهء زندگى همان آغازكنندهء زندگى است و اين دو بهطور يكسان به خدا نسبت داده مىشوند و حتى بهطور طبيعى ، اعاده از آغاز كردن آسانتر است ؛ زيرا اعاده ، بازگرداندن چيز است به آنچه قبلا بوده ، امّا آغاز كردن عبارت است از : آفريدن و ايجاد كردن . اين سخن را درحالى مىگوييم كه مىدانيم خداوند اندك و زياد و بزرگ و كوچك را با كلمهء
« كُنْ فَيَكُونُ ؛ *
موجود شو پس موجود مىشود » ، مىآفريند .
فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُسَهُمْ .
از روى تمسخر و تكذيب ، سرهايشان را تكان مىدهند .
وَ يَقُولُونَ مَتى هُوَ .
مىگويند : اين قيامت كى اتفاق مىافتد ؟ مقصود آنان از اين پرسش ، خودخواهى و منكر شدن اين روز است .
قُلْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَرِيباً .
مراد از قرب در اينجا تحقق يافتن و به وقوع پيوستن است ؛ زيرا هرآيندهاى نزديك است .
يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ .
مراد از يوم در اينجا ، همان روز قيامت است و مراد از دعا ، دميدن در صور مىباشد . استجابت در اينجا كنايه از بيرون آمدن آنها از