تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩

اعراب

« أءذا » دو واژه است : همزهء استفهام و « إذا » و آن ظرف است متعلق به محذوف ؛ يعنى أنبعث فى ذلك الوقت . « الّذى » فاعل براى فعل محذوف است : قل يعيدكم الّذى فطركم . اسم « عسى » ضميرى است مستتر كه به وقت برمىگردد و سياق كلام بر آن دلالت دارد . « بحمده » ، در موضع حال است ؛ يعنى فتستجيبون حامدين . جملهء « تظنّون » خبر براى مبتداى محذوف است : و أنتم تظنّون . جمله‌اى كه متشكل از مبتدا و خبر است حال از فاعل « تستجيبون » است . « إن » نافيه به معناى « ما » است .

تفسير

وَ قالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً .
اين جمله دليل كسى است كه به روز قيامت ترديد داشته باشد چه در قديم و چه در حال حاضر . او مىگويد : پس از آن‌كه انسان به صورت غبار پراكنده درمىآيد ، چگونه بار ديگر زنده مىشود ؟ پاسخ اين پرسش اين است : كسى كه توان آفرينش و به‌وجود آوردن چيز را دارد ، به طريق اولى مىتواند اين چيز را پس از پراكنده شدن گرد آورد . خداى سبحان اين شبهه منكران قيامت و پاسخش را در چندين آيه با عبارت‌هاى مختلف يادآور شده است . از آن جمله ، آيهء 78 سورهء يس است : « چه كسى اين استخوان‌هاى پوسيده را زنده مىكند ؟ بگو : كسى آنها را زنده مىكند كه در آغاز بيافريده است و او به هر آفرينشى داناست » . در اين‌باره در جلد اوّل ، دوم ، و جلد چهارم در تفسير آيهء پنجم سورهء رعد ، بخش « ماديون و زندگى پس از مرگ » به تفصيل سخن گفتيم .
قُلْ كُونُوا حِجارَةً أَوْ حَدِيداً * أَوْ خَلْقاً مِمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ .
خدا به منكران قيامت مىگويد : اگر شما سنگ باشيد ، يا آهن و يا چيزى كه در خاطرتان بزرگ