تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
است ؛ يعنى آب جهنده . مصدر
« أَنْ يَفْقَهُوهُ »
مفعول من اجله است براى « جعلنا » كه در معنا چنين است : كراهة أن يفقهوه ؛ كراهت دارند كه آن را بفهمند .
« وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً »
عطف است بر « جعلنا » ؛ يعنى وجعلنا فى آذانهم وقرا . « وحده » حال به معناى منفردا غير مقرون بذكر آلهتهم است ؛ يعنى وقتى خدا را تنها ياد كنى و از خدايان آنان ياد نكنى . « نفورا » ، مصدر در مكان حال به معناى نافرين و جايز است كه مفعول مطلق براى « ولّوا » باشد ؛ چون ولّوا به معناى نفروا است . بنابراين ، از قبيل جلست قعودا مىباشد . « إذ » اوّل ظرف است براى « يستمعون » و « إذ » دوم بدل است از اوّل . « نجوى » به معناى متناجون ، خبر براى « هم » و نيز جايز است كه خبر محذوف باشد : اصحاب نجوى . « كيف » مفعول براى « ضربوا » است .

تفسير

وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً .
در تفسير اين آيه چند نظريه وجود دارد كه بهترين آنها اين نظريه است : گروهى از مشركان وقتى حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله قرآن مىخواند ، او را اذيت مىكردند و مىكوشيدند كه او را از تلاوت قرآن بازدارند . بنابراين ، خداى سبحان به پيامبرش فرمود : به خواندن قرآن و دعوت به سوى خدا ادامه بده و به آنان اهميّت مده ؛ زيرا ما تو را از گزند آنها نگه مىداريم و جلو ايشان را مىگيريم .
وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً .
اين جمله ، كنايه از سرپيچى مشركان از حق و دشمنى آنها با آن است . دربارهء نسبت دادن أكنّه و وقر ( پرده و سنگينى ) به خدا ، در تفسير آيهء 25 سورهء انعام ، جلد سوم سخن گفتيم و آن آيه ، هم از لحاظ عبارت و هم از لحاظ معنا ، نظير اين آيه است .
وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ نُفُوراً .
هرگاه مشركان مىشنيدند كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله مىگويد : لا إله إلّا اللّه و نظير اين كلمه ، از وى روى