تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 847

مساهمون:

ص٨٤٧
را تكذيب كردند و سزاوار مجازات خداوند گرديدند .
وَ ما تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّياطِينُ * وَ ما يَنْبَغِي لَهُمْ وَ ما يَسْتَطِيعُونَ .
مردم دوران جاهليت به كهانت باورمند بودند و اين‌كه هر كاهنى شيطانى دارد كه خبرهاى غيبى را براى او مىآورد . زمانى كه قرآن نازل شد آنان گفتند : اين از آن چيزهايى است كه شيطان به كاهنان القا مىكند و اينان هم به نوبهء خود آن را به محمّد صلّى اللّه عليه و إله القا مىكنند و يا اين‌كه خود محمّد صلّى اللّه عليه و إله كاهنى است كه شياطين بر او نازل مىشوند . ازاين‌رو ، خداوند اين پندار را رد مىكند و مىگويد : قرآن نور و هدايت و همراه دلايل قطعى و روشن است ، درحالىكه شياطين كاهنان از هدايت و داشتن دليل سخت بدورند و ناتوان‌تر و پست‌تر از آنند كه داراى چنين مقامى باشند ، تا آن‌جا كه
إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ،
از گوش دادن به قرآن در هنگامى كه از سوى خدا به جبرئيل وحى مىشود تا آن را به محمّد صلّى اللّه عليه و إله منتقل كند ، جلوگيرى مىشوند . وقتى كه شياطين از آوردن يك آيه همانند قرآن و از شنيدن يك كلمه از آن ناتوان باشند ، چگونه مىتوانند آن را به كاهنان انتقال دهند و آنان را از آن آگاه سازند ؟