اثر ضعيف بودن دليل و كوتاهى حجت « و اين آيات و هشدارها قومى را كه ايمان نمىآوردند سود نمىبخشد » . « 1 »
وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ * فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ .
آنان به حق و دلايل آن ايمان نمىآورند ، خواه عربى آن را برايشان عرضه كند و خواه عجمى ، زيرا حق و علم از نظر آنان عبارت است از : منفعت و جز آن چيزى ارزش ندارد . ما اين موضوع را بهرغم اينكه روشن است در قبلا بارها تكرار كرديم .
كَذلِكَ سَلَكْناهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ .
وقتى كه جنايتكاران ، حق و يا قرآن را مىشنوند ، آن را انكار و تكذيب مىكنند . به بيانى روشنتر بذر شايسته زمانى مىرويد و رشد مىكند و محصول مىدهد كه در زمين پاك و شايسته پاشيده شود ، امّا هرگاه در زمينى شورهزار و غيرقابل كشت پاشيده شود ، شايستگى بذر هيچگونه سودى نخواهد داشت : « و سرزمين خوب گياه آن به فرمان پروردگارش مىرويد و زمين بد ، جز اندك گياهى از آن پديد نمىآيد » . « 2 » همچنين ، حق زمانى بهترين ميوهها و آثارش را مىبخشد كه با دلهاى پاك برخورد كند و اگر با دلهاى ناپاك و آلوده برخورد كند ، هيچگونه محصولى نخواهد داشت . بنابراين ، معناى
« كَذلِكَ سَلَكْناهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ »
آن است كه قرآن در دلهاى آنان جز انكار و تكذيب اثرى ندارد .
لا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ * فَيَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ .
ضمير « يؤمنون » به جنايتكاران برمىگردد و ضمير « به » به قرآن و معناى آيه چنين است : جنايتكاران ، دلايل حق هرچه باشد ، بدان ايمان نمىآورند ، مگر اينكه ناگهان عذاب را ببينند . امّا اگر پيشاپيش نسبت به آن ، هشدارشان دهند ، رو مىگردانند و تمسخر مىكنند . بديهى است كه تسليم شدن در هنگام قرار گرفتن در برابر عذاب ، نفاق است و نه ايمان ، اجبار است و نه انتخاب .
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 101 .
( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 58 .