اين كار تلاش كردند و ناتوان ماندند . قرآن از حوادث غيبى خبر داد و اين حوادث ، همانگونه كه قرآن خبر داده بود ، بهوقوع پيوست . قرآن قابليت چندين وجه تفسير را دارد و رمز اين امر آن است كه اين كتاب از سوى كسى نازل شده كه به هرچيزى آگاهى دارد . به تفسير آيهء 23 سورهء بقره ، جلد اوّل ، تفسير آيهء 53 و آيهء 82 سورهء نساء ، جلد دوم و تفسير آيهء 55 سورهء نور ، زير عنوان « صورتى ديگر از اعجاز قرآن » رجوع كنيد .
امّا ادلّهء نقلى ، يكى از اين دلايل آن است كه تورات و انجيل اصلى به آمدن محمّد صلّى اللّه عليه و إله مژده دادهاند ، چنانكه آيهء 157 سورهء اعراف آن را آشكارا بيان كرده است . نيز برخى از كتابهاى كهن دينى - جز تورات و انجيل - به او مژده دادهاند .
به تفسير 46 سورهء بقره ، جلد اوّل و بخش « آيا تمام پيامبران شرقىاند » ، جلد دوم ، رجوع كنيد .
أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ .
علماى يهود ، پيش از بعثت به آمدن محمّد صلّى اللّه عليه و إله مژده مىدادند و عرب هم دربارهء او سخن مىگفتند و از او ، و ويژگىهايش براى قريش و ديگر عربها ياد مىكردند . زمانى كه او برانگيخته شد ، برخى از يهوديانى كه دربارهء او سخن مىگفتند ؛ نظير عبد اللّه بن سلام و اصحاب او اسلام آوردند و گروهى از عرب نيز اسلام را برگزيدند و ساير يهوديان و سركردگان قريش آن را انكار كردند . اين آيه به كسانى كه پس از سخن گفتن يهود دربارهء محمّد صلّى اللّه عليه و إله او را تكذيب كردند مىگويد : چگونه او را تكذيب مىكنيد ، درحالىكه قبلا از علماى يهود شنيديد كه به آمدن او مژده مىدادند و اعتراف مىكردند كه نام وى با تمام ويژگىهايش در تورات آمده است ؟ آيا اين گواهى آنان دليل قطعى بر اثبات راستگويى محمّد صلّى اللّه عليه و إله نيست ؟ بىترديد اين گواهى ، دليل كافى و وافى براى كسى است كه حق را براى حق جستجو مىكند ، ليكن سركردگانى كه نبوت محمّد صلّى اللّه عليه و إله را منكر شدند ، بدينسبب بود كه از منافع خود بيم داشتند و دلدادهء مقامهايشان بودند و نه بر