گفت : هيچ پيامبرى بدون احترام نيست ، مگر در ميهن و خانهاش . او با اين سخن به آنان بسان كسى پاسخ داد كه از آنان بريده باشد . امّا پيامبر ما به تمسخركنندگان پاسخ نداد ، زيرا تمام نيروهاى نهفته در سرزمينهاى عربى در وجود او نهفته بود . او سكوت اختيار كرد بسان سكوت گويندهاى كه از ايراد سخن ، تنها عمل كردن به آن را در هنگام سخن گفتن مىخواهد . در سكوت او ، سخنان فراوانى دربارهء فلسفهء اراده ، آزادى و پيشرفت نهفته بود و اينكه اين قوم بايد متحول گردند و بايد بر اين درخت خشك ، برگهاى سبز تازهاى برويد كه زندگى را نويد دهد . او خشمگين نشد و چيزى نگفت و بسان سازندهاى بود كه از خطاى ابزار خشمگين و نااميد نمىشود ، بلكه براى اصلاح آن دستبهكار مىگردد » .
اينك بر ما مسلمانان است كه از اين درس پيامبر ، پايدارى ، مقاومت بر حق و فداكارى در راه آن را از طريق فدا كردن هرآنچه دوست داريم بياموزيم و از پيروز شدن حق بر باطل نااميد نگرديم ، هرچند ياران باطل فراوان باشند ؛ زيرا برخى از آنها كسانىاند كه دروغها ايشان را فريب دادهاند و با گذشت روزگار ، اين دروغها آشكار مىشود و از بين مىرود و برخى از آنها افرادىاند كه بر اثر غفلت از پروردگار و وجدانشان ، بدبختى بر آنان غلبه كرده است . اينان نيز پس از مدّتى به خدا برمىگردند و از گناهان خود توبه مىكنند . همچنين ، سزاوار نيست كه ما به هركسى كه خود را طالب حق جلوه مىدهد اعتماد كنيم ؛ زيرا تعداد ناكثان و مارقان و كسانى كه با ارزشها و دين سوداگرى كنند [ و از اين طريق پولهاى كلانى به جيب مىزنند ] بسيار فراوان است .
إِنْ كادَ لَيُضِلُّنا عَنْ آلِهَتِنا لَوْ لا أَنْ صَبَرْنا عَلَيْها .
اين جمله از سخنان مشركانى است كه پيامبر بزرگ صلّى اللّه عليه و إله را ريشخند مىكردند و مىگفتند : « آيا اين است آن پيامبرى كه خدا براى ما مبعوث كرده است ؟ » آنان اين سخن را در حالى گفتند كه منكر و كافر بودند ، آنگاه بهطور ناخودآگاه اعتراف كردند كه نزديك است محمّد صلّى اللّه عليه و إله آنان را