اين هنگام ، 63 سال عمر داشت . مشركان تلاش مىكردند كه از هرراه ممكن ، مردم را از قرآن برگردانند . ازاينرو گفتند : قرآن افسانههاى پيشينيان است . لكن آنها به اين دروغ چنگ نزدند و پافشارى نكردند ؛ زيرا خود ، خودش را تكذيب مىكرد .
بنابراين ، تبليغات ديگرى را به راه انداختند و گفتند : اگر قرآن از نزد خدا مىبود ، يك مرتبه نازل مىشد ، زيرا خداوند بسان نويسندگان نياز به انديشيدن ندارد . البته ، ترديدى نيست كه اگر قرآن يك مرتبه نازل مىشد ، مىگفتند : - چنانكه وضعيت افراد كينهتوز چنين است - چرا قرآن به آهستگى فرود نيامد ، تا ما آن را بفهميم ، از آن متأثر شويم و بدان خو بگيريم . امّا بهرغم وجود كينهتوزان و مخالفان ، حقايق وجود خود را به اثبات مىرساند .
كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا .
قرآن را پىدرپى فروفرستاديم تا دلت را اى محمّد صلّى اللّه عليه و إله ! بر حفظ ، درك مفهوم و ضبط احكام آن نيرو بخشيم .
وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً * الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلى وُجُوهِهِمْ إِلى جَهَنَّمَ أُوْلئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ سَبِيلًا .
خطاب براى پيامبر خداست و ضمير « يأتونك » و « يحشرون » به دشمنان مشرك او برمىگردد . مراد از مثل ، هر چيزى است كه آنها به وسيلهء آن بر پيامبر بزرگوار خرده مىگرفتند . در آيهء پنجم از همين سوره ، خداوند اعتراض مشركان به قرآن را بيان كرد كه آنان مىگفتند : قرآن افسانههاى پيشينيان است . در آيهء هفتم سخن آنها را دربارهء پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بيان كرد كه مىگفتند : او غذا مىخورد و در بازار راه مىرود . در آيهء هشتم آنان گفتند : او مردى جادو شده است . در آيهء 21 گفتند : چرا فرشتگان بر ما فرود نمىآيند و يا پروردگار خود را نمىبينيم . در آيهء 32 گفتند : چرا قرآن يكباره بر او نازل نشد .
خداوند پس از آنكه تمام سخنان مشركان را باطل كرد ، به پيامبرش چنين خطاب فرمود :
« وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً » ،
اى محمّد ! مشركان از راه باطل با تو دشمنى و جدال مىكنند و ما به وسيلهء حق روشن و با دليلى كه سخنانشان را