تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 757

مساهمون:

ص٧٥٧

اعراب

« مهجورا » مفعول دوم براى « اتخذوا » است . « هاديا » و « نصيرا » تميزند و برخى گفته‌اند : حالند . « لو لا » به معناى « هلّا » است . جمله به معناى مجتمعا ، حال از « القرآن » مىباشد . « كذلك » . « كاف » به معناى « مثل » و صفت براى مفعول مطلق محذوف است : نزلناه تنزيلا مثل ذلك ؛ يعنى آن را به صورت پراكنده فروفرستاديم . مصدر برگرفته از « نثبّت » متعلق به فعل محذوف مىباشد كه عبارت است از : « نزّلناه » . « أحسن » غيرمنصرف است به سبب وصفيت و وزن فعليت . « أحسن » عطف است بر « الحق » و « تفسيرا » تميز مىباشد .
« عَلى وُجُوهِهِمْ »
متعلق به « منكبين » كه حذف شده و حال از واو « يحشرون » است . « مكانا » و « سبيلا » تميزند . « أخاه » مفعول اوّل براى « جعلناه » است و « هارون » بدل از آن است . « وزيرا » مفعول دوم است .
« قَوْمَ نُوحٍ »
مفعول براى فعل محذوف است : و أغرقنا قوم نوح . « عادا » و مابعدش عطف است بر « هم » در
« جَعَلْناهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً » .
« كُلًّا ضَرَبْنا » .
« كلّا » مفعول است براى فعل محذوف : ضربنا كلّا و يا عذبنا كلّا .
« كُلًّا تَبَّرْنا »
« كلّا » مفعول براى « تبرّنا » است .

تفسير

وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً .
آنان از قرآن روى برتافتند و بدان ايمان نياوردند و يا اين‌كه نگرش كسى را كه دربارهء حق جستجو و تحقيق مىكنند به آن نداشتند ، تا نسبت به آن آگاهى و يقين پيدا كنند . سركردگان قريش نبوت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله را تكذيب كردند و تمامى گفته‌هايشان دربارهء وى و قرآن ، به سبب شيفته بودن آنان به مقام‌هايشان و بيم آنان از منافعشان بود . ازاين‌رو ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به پيشگاه پروردگارش كه زمام امور و تدبير آن در دست قدرت اوست ، از آنان شكايت كرد و اين‌چنين است كه انسان خردمند ، نيازش را تنها با كسى در ميان