أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً ؛
« 1 » خداوند از خودتان همسرانى برايتان قرار داد » . در حديث آمده است :
« پاكترين چيزى كه انسان مىخورد ، دسترنج اوست و فرزند او دسترنج او محسوب مىشود » . در حديث ديگرى آمده است : « تو و دارايىات از آن پدرت مىباشى » .
بنابراين ، اطلاق واژهء نفس [ خود ] بر شوهر و زن درست است ؛ زيرا هركدام از آن ديگرى مىباشد و همچنين بهكار بردن آن بر فرزند درست است ؛ زيرا او از آن پدرش و براى پدرش مىباشد .
پرسش : چرا خداوند تنها از نابينا ، لنگ و بيمار نام برده است ، با اينكه مىدانيم آنان مشمول اين سخن خداوندند :
« عَلى أَنْفُسِكُمْ » ؛
چرا كه تمام مكلفان مورد خطابند و هيچكس توهّم نمىكند كه سلامتى از كورى ، لنگى و بيمارى شرط روا بودن خوردن است ، تا خداوند او را به اشتباه و توهّمش توجه دهد ؟
پاسخ : در اينجا چند نظريه وجود دارد و برخى از مفسران ، اين نظرها را به پنج رسانيدهاند : درستترين آنها اين ديدگاه است : اصحاب از خوردن با نابينا رنج مىبردند ؛ زيرا او نمىتوانست خوراك خوب را [ از بد ] تشخيص دهد و در نتيجه ، حقش ضايع مىشد . شخص لنگ هرچند مىتوانست غذاى خوب را ببيند ، لكن نمىتوانست با ديگران به منظور خوردن [ بر سر سفره ] بنشيند ؛ زيرا سفرهها را روى زمين پهن مىكردند . انسان بيمار هم نمىتواند به خوبى با ديگران غذا بخورد ؛ زيرا آنان پيش از او خوردن را به پايان مىبرند و او بر سر سفره تنها مىماند و از تنهايى احساس شرم مىكند و نيز اصحاب از خوردن در خانههاى نام برده ، بدون اجازه ، خوددارى مىكردند . البته پس از آنكه اين آيه نازل شد « اموال يكديگر را به ناشايست مخوريد » . « 2 » ازاينرو ، خداوند ، خوردن از اين خانهها را بدون گرفتن اجازه و نيز خوردن به همراه نابينا ، بيمار و لنگ را برايشان مباح كرد .
هامش
( 1 ) . شورا ( 42 ) آيهء 11 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 188 .