بنابراين ، چگونه مىتوان ميان اين دو آيه گرد آورد ؟
پاسخ : هيچگونه منافاتى ميان اين دو آيه وجود ندارد ، تا از چگونگى گردآوردن آنها پرسيده شود ؛ زيرا مقصود از آيهء نخست ، اولياى زن است و اينكه نبايد آنان خواستگار را بر اثر نادارىاش رد كنند و مقصود از آيهء دوم ، خود شخص نادار است ؛ يعنى اگر مردم او را رد كردند و به خاطر نادارىاش به او زن ندادند ، بايد صبر كند و با تكيه به خداوند تلاش نمايد تا وسايل ازدواج برايش فراهم شود .
وَ الَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذِي آتاكُمْ .
كسى كه بردهاى داشته باشد كه توان كار و كسب را دارد ، خواه غلام باشد و خواه كنيز ، مىتواند با او مكاتبه كند ، يعنى با اين برده قرارداد ببندد كه وى در طى مدّتى معيّن در يك قسط و يا چند قسط ، مبلغى را به مولايش بپردازد و هرگاه تمام اين مبلغ را پرداخت ، وى آزاد مىشود و اگر مقدارى از آن را بپردازد ، به همان مقدار آزاد مىشود . البتّه ، اگر قرارداد مطلق باشد و مشروط به پرداخت تمام آن مبلغ نباشد ، و گرنه چيزى از او آزاد نخواهد شد . برخى گفتهاند : برده قابل تجزيه شدن نيست ، يا بهطور كامل آزاد مىشود و يا بهطور كامل برده است . بر مولا مستحب است كه از مقدار مالى كه مورد قرارداد و بر عهدهء مملوك است بكاهد و مقصود سخن خداوند نيز همين است :
« وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ » .
فقها اين معامله را كه ميان برده و مولايش صورت مىگيرد ، « مكاتبه » نام نهادهاند ؛ زيرا خداوند مىگويد : « يبتغون الكتاب . . . فكاتبوهم » .
وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا .
مراد از « فتيات » در اينجا ، كنيزان است كه در اين دوره وجود ندارند . البغاء ، يعنى زنا . مردم دورهء جاهليت ، كنيزان را به زنا دادن مجبور مىكردند ، تا پول دريافت كنند . ازاينرو ، خداوند آنان را از اين كار نهى كرد .
پرسش : ظاهر سخن خدا :
« إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً » ،
آن است كه وادار كردن كنيز بر زنا در