تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
صورتى حرام است كه او خود عفت و پاك‌دامنى را بخواهد ، امّا اگر زنا را بخواهد و بدان ميل كند ، اشكالى ندارد كه زنا كند ، با اين‌كه مىدانيم زنا در هرحالت حرام است ؟ پاسخ : معناى مورد نظر از ادات شرط ، با اختلاف مقاصد و قراين ، تفاوت پيدا مىكند : گاهى مراد از ادات شرط نظير إن و إذا حقيقه و واقعا قيد و تعليق است ، بدين‌معنا كه گوينده ، تحقق يافتن مشروط را در صورتى مدّنظر دارد كه شرط آن تحقق پيدا كند و اگر اين شرط تحقق پيدا نكند ، وى تحقق مشروط را هم قصد نمىكند . براى نمونه ، تو به دوستت مىگويى : اگر تو اين كار را كردى من هم همانند آن را انجام مىدهم . در اين‌جا تو كارت را به كار دوستت معلّق كردى و كار او را شرط كار خودت قرار دادى ، به قسمى كه اگر او آن كار را انجام ندهد ، تو هم انجام ندهى . گاهى شخص گوينده به وسيلهء ادات شرط تنها بيان موضوع را قصد مىكند ، بدون آن‌كه چيزى را بر چيزى معلق سازد ؛ نظير اين‌كه تو به دوستت مىگويى : اگر خداوند به تو فرزندى روزى كرد ، برايش دوچرخه مخر . در اين‌جا تو از واژهء شرط ( اگر ) قيد و تعليق را اراده نمىكنى ، بلكه تنها مىخواهى نظريه و نفرتت را از سوار شدن بچه‌ها بر دوچرخه ابراز دارى ؛ زيرا اگر شرط و قيد را [ از ادات شرط ] اراده مىكردى ، معناى سخنت چنين مىشد : اگر خدا فرزندى برايت روزى نكرد ، برايش دوچرخه بخر . در حالىكه اين‌چنين سخنى عينا ياوه‌گويى است . جملهء
« إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً »
از همين باب است ، يعنى از واژهء « إن » قيد و شرط اراده نشده ، بلكه صرفا براى بيان واقع آمده است ، بدين‌ترتيب كه هرگاه كنيز پاك‌دامنى را بخواهد ، بر شما سزاوارتر است كه آن را بخواهيد . اگر مقصود از واژهء « إن » حقيقتا تعليق و شرط مىبود ، معناى آيه چنين مىشد : اگر كنيزان زنا را بخواهند ، بر شماست كه آنان را به زنا واداريد . بديهى است كه با وجود اراده و خواست ، اجبار قابل تصور نيست ، چنان‌كه با نبودن فرزند ، سوار شدن او بر دوچرخه قابل تصور نيست .