واژگان
الأيامى : جمع « أيم » به معناى كسى كه ازدواج نكرده است ، خواه مرد باشد و خواه زن ، دختر باشد يا بيوه .
الإماء : جمع « أمه » ، يعنى كنيز .
الكتاب : در اينجا مراد ، قرارداد بازخريد برده است با مولايش كه در برابر مال معيّنى خود را بازخريد مىكند و اگر همهء آن را بپردازد ، آزاد مىشود .
البغاء : زنا .
التحصن : پاكدامنى .
اعراب
« منكم » متعلق به محذوف و حال از « الأيامى » است . « من » براى بيان است و همچنين
« مِنْ عِبادِكُمْ » .
« حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ » .
فعل منصوب به « أن » كه پس از « حتى » در تقدير است . مصدر مجرور به لام « لتبتغوا » متعلق به « تكرهوا » است .
تفسير
وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ .
خطاب به تمام مسلمانان است و امر در اينجا براى استحباب مىباشد ، نه براى وجوب . أيم ، يعنى كسى كه همسر ندارد و براى زن و مرد [ بهطور يكسان ] بهكار مىرود . پس از آنكه خداوند به مردان و زنان دستور داد كه عفت خود را نگه دارند و از نگريستن به نامحرم خوددارى كنند و نيز زنها را از جلوهگرى و نمايش زيورها در برابر نامحرمان نهى كرد ، اكنون به آنان فرمان مىدهد كه براى آسان شدن ازدواج براى هر مرد و زنى كه بدان نياز دارد ، همكارى كنند ؛ زيرا انتخاب نكردن همسر ، منبع زشتىها و پستىهايى همچون زنا و لواط است و ازدواج