منطوق و مفهوم
به بيانى ديگر واژهء « إن » و « إذا » و امثال آنها در يكجا بر يك چيز دلالت دارد و در جاى ديگر بر دو چيز . در اصطلاح اصوليون ، يكى از اين دو دلالت ، منطوق و ديگرى ، مفهوم ناميده مىشود . منطوق ، عبارت است از : چيزى كه شخص گوينده آن را بيان مىكند و مفهوم ، عبارت از چيزى است كه گوينده آن را بيان نمىكند و آشكارا به زبان نمىآورد ، لكن بدان اشاره مىكند . براى نمونه ، تو به دوستت مىگويى : « اگر به من احترام كردى من هم به تو احترام مىكنم » منطوق در اينجا آن است كه اگر او به تو احترام بگذارد ، تو هم به او احترام مىگذارى . امّا مفهوم اين جمله چيزى است كه منطوق بدان اشاره دارد و از مضمون آن استفاده مىشود ، نه از نصّ آن . مفهوم ، در مثال فوق الذكر چنين است : « اگر تو مرا احترام نكردى ، من هم تو را احترام نمىكنم » .
شخص گوينده هرچند اين جمله را به زبان نياورده است ، لكن از منطوق سخن او كه مشتمل بر واژهء « اگر » مىباشد به دست مىآيد . آيهاى كه ما در صدد تفسير آنيم از نوع اوّل است ؛ يعنى تنها يك دلالت دارد و آن عبارت است از : دلالت منطوقى و ظاهرى و به هيچ روى دلالت مفهومى و اشارهاى ندارد . منطوق آيه چنين است : « با وجود ارادهء پاكدامنى ، مجبور كردن بر زنا جايز نيست » . در وراى اين دلالت ، چيزى وجود ندارد ؛ زيرا آن چيزى كه ممكن است در وراى اين منطوق باشد ، خالى از يكى اين دو چيز نيست : يا روا بودن وادار كردن به زنا در صورتى كه خواست و تمايل نسبت به آن وجود داشته باشد و اين ، محال است ؛ زيرا وادار كردن با خواست و تمايل نسبت به يك چيز قابل جمع نيست و اين امر ، روشن است . يا روا بودن وادار كردن به زنا در صورتى كه خواست و تمايل نسبت بدان وجود نداشته باشد و اين ، بر خدا محال است ؛ زيرا او در هيچ حالت ، زنا را اجازه نمىدهد .
وَ مَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ .
خداوند آن كنيزانى را كه