تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
2 . زوج نسبت فرزندى را كه زوجه در خانهء او زاده است به خودش انكار كند ، در حالىكه نسبت دادن اين فرزند به وى امكان‌پذير باشد ، بدين‌ترتيب كه زوجه پس از گذشت ششماه و يا بيشتر از هنگامى كه زوج با وى همبستر شده اين كودك را بزايد و از آخرين مدّت حمل هم فراتر نرود ، و گرنه بدون لعان ، نسبت فرزند مزبور از وى منتفى مىشود . هرگاه تمام اين شرايط وجود داشته باشد و زوج ، زوجه‌اش را به زنا نسبت دهد و يا نسبت فرزند را از خودش نفى كند ، حدّ قذف [ - حدّ نسبت دادن به زنا ] بر او جارى مىشود ، مگر اين‌كه وى [ چهار ] گواه بر اثبات مدّعاى خود بياورد و يا ملاعنه كند . ملاعنه بدين‌صورت است كه زوج در نزد حاكم شرع بگويد : « خدا را گواه مىگيرم كه در آنچه به همسرم فلانه [ نام زنش را ببرد ] نسبت مىدهم راست مىگويم » و اين سخن را چهار بار تكرار كند . آن‌گاه پس از آن‌كه حاكم وى را نصيحت مىكند ، در مرتبهء پنجم بگويد : « اگر از دروغ‌گويان باشد ، لعنت خدا بر او باد » . آن‌گاه زوجه چهار بار مىگويد : « خدا را گواه مىگيرم كه او [ يعنى شوهرش ] در آنچه به وى نسبت مىدهد از دروغگويان است » . آن‌گاه در مرتبهء پنجم مىگويد : « اگر او [ يعنى شوهرش ] از راستگويان باشد ، خشم خدا بر وى [ - زوجه ] باد . در هنگام ملاعنه واجب است كه هردو ايستاده باشند . زمانى كه ملاعنه با شرايطى كه پيشتر بيان شد به اتمام رسيد ، احكام زير بر اين ملاعنه مترتب مىشود : 1 . عقد ازدواج فسخ مىشود . 2 . زوجه بر زوج خودش كه با او ملاعنه كرده ، براى هميشه حرام مىشود . 3 . حدّ قذف از زوج ساقط مىگردد . 4 . نسبت فرزند از زوج شرعا منتفى مىگردد و اين دو از يكديگر ارث نمىبرند و نفقهء يكى از آنها بر ديگرى واجب نيست . امّا نسبت به زن ، اين نوزاد ، فرزند شرعى آن زن و او هم مادر شرعى وى مىباشد .