سخن مگوييد . ( 108 )
آرى ، گروهى از بندگان من مىگفتند : اى پروردگار ما ! ايمان آورديم ؛ ما را بيامرز ، و بر ما رحمت آور كه تو بهترين رحمت آورندگانى . ( 109 )
و شما ريشخندشان مىكرديد ، تا ياد مرا از خاطرتان بزدودند و شما همچنان به آنها مىخنديديد . ( 110 )
امروز آنها را براى صبرى كه مىكردند پاداش مىدهم . آنها به مراد خود رسيدهاند . ( 111 )
واژگان
تلفح : مىسوزاند .
كالحون : چهرههاشان اخمآلود و درهم شكسته است .
اخسئوا : واژهاى است كه براى بازداشتن سگها بهكار مىرود .
اعراب
« أولئك » مبتداست . « الّذين » عطف بيان و « خالدون » خبر « أولئك » است . « فى النار » متعلق به « خالدون » مىباشد . نيز جايز است كه « الّذين » خبر « اولئك » باشد و « خالدون » خبر پس از خبر باشد . « سخريا » مفعول دوم است برا ى « اتخذتموهم » . مصدر برگرفته از
« أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ »
مفعول دوم است براى
« جَزَيْتُهُمُ » .
خداوند فرموده است :
« وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً » .
تفسير
فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ .
دميدن در صور كنايه از زنده شدن در گورهاست . « لا
أَنْسابَ بَيْنَهُمْ »
، يعنى هيچگونه احساس عاطفى و دلسوزى در ميان خويشاوندان وجود ندارد .
« يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ ؛
روزى كه مادر شيردهنده حتى كودك شيرخوارش را فراموش مىكند ، چه