حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ .
هنگامى كه فرصت انجام كارهاى شايسته را داشت ، آن را از دست داد و پس از آنكه مرگ فرارسيد و آن را با چشمان خود ديد ، از خداوند درخواست كرد كه او را دوباره زنده كند ، تا كار شايسته انجام دهد و اينچنين است كه ، هر گناهكارى وقتى فرصت به او دست مىدهد ، آن را ضايع مىكند و زمانى كه از دستش مىرود ، تأسف مىخورد و از اندوه جانش را از دست مىدهد .
كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها .
« كلّا » حرف ردع و منع است و مراد از كلمه اين سخن اوست : « مرا برگردان شايد كار شايستهاى انجام دهم » . معناى آيه اين است كه هرگز بازگشتى وجود ندارد . حتى اگر خداوند خواسته اين گناهكار را اجابت كند و او را بار ديگر به دنيا بازگرداند ، باز هم به سركشى و معصيت او خواهد پرداخت . امّا سخن او :
« شايد كار شايستهاى انجام دهم » صرفا سخنى بىمعناست كه بدان وفا نمىكند و اين موضوع را خداوند در آيهء 28 سورهء انعام بيان كرده است : « اگر آنها را به دنيا بازگردانند ، بازهم به همان كارها كه منعشان كرده بودند بازمىگردند . اينان دروغگويانند » . به جلد دوم رجوع كنيد .
وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ .
« من ورائهم » كنايه از تمام جهات است .
« برزخ » ، يعنى حايل . معناى آيه چنين است : آنها بازگشت به دنيا را درخواست كردند ، درحالىكه ميان آنان و دنيا حايلى وجود دارد كه تا روز قيامت باقى مىماند و در آن هنگام است كه برزخ بهپايان مىرسد و اين حايل برداشته مىشود ، لكن به اين منظور كه مردم به سوى پروردگارشان بروند و براى حسابرسى و كيفر ، در پيشگاه او بايستند .