تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١

تفسير

مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ .
خدا نه شريك دارد و نه فرزند و اگر فرزندى داشت ، بايد اين فرزند همانند او مىبود ، درحالىكه هيچ‌چيز همانند او نيست .
وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ .
اگر براى جهان دو آفريدگار مىبود ، بايد هرقسمت از اين جهان به يكى از اين دو اختصاص مىيافت و هركدام حدود ، نظام و ويژگىهاى خود را داشت كه آن را از قسمت ديگر جدا مىساخت . با اين‌كه مىدانيم نظام جهان يكى ، ويژگىهاى آن يكى و - در اين صورت - آفرينندهء آن هم يكى است .
وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ .
همچنين اگر آفرينندهء جهان متعدد مىبود ، اين امر موجب مىشد كه هركدام در آن واحد ، هم غالب باشد و هم مغلوب ، هم قاهر باشد و هم مقهور ؛ زيرا فرض بر اين است كه او خداست و از صفات خداوند آن است كه بر هرچيزى برترى داشته باشد ، و گرنه خدا نيست . به‌علاوه ، تعدد خدايان موجب مىشود كه رقابت و جنگ بر سر قدرت و سلطنت ميان آنها در بگيرد ، چنان‌كه ميان حاكمان وجود دارد و اين ، عينا همان فساد است .
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ .
خداوند منزه از آن است كه فرزند و يا شريك داشته باشد . در هنگام تفسير آيهء پنجاه سورهء نساء ، جلد دوم به تفصيل در اين‌باره سخن گفته شد .
عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ .
مراد از
« عالِمِ الْغَيْبِ »
آن چيزى است كه دانش آن از خلق پنهان باشد و مقصود از ( عالم الشهاده ) آن چيزى است كه خلق مىتوانند از آن آگاهى يابند . شايسته است بدين نكته اشاره شود كه اين تقسيم‌بندى در مورد مخلوق درست است نه نسبت به خالق ؛ زيرا او بر تمام اشيا به‌طور يكسان آگاهى و قدرت دارد .
فَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ .
شرك از چيزهايى است كه خداوند از آن آگاهى ندارد و