تنها گفتن شهادتين است ؟ اگر نخستين و آخرين هدف او اين بود ، براى سران و ثروتمندانى كه با او جنگيدند ، بسيار آسان بود كه بگويند : لا إله إلّا اللّه محمّد رسول اللّه .
لكن محمّد صلّى اللّه عليه و إله تنها به گفتن شهادتين بسنده نكرد ، بلكه علاوه بر اين ، خواست كه زندگى اجتماعى را برپايه عدالت و برابرى استوار كند طورى كه نه ستمگرى در آن باشد و نه ستمديدهاى و هرانسانى همچون جزئى از كل و فردى از گروه زندگى كند و اين فرد از تمام حقوقى برخوردار باشد كه گروه از آن برخوردارند و نيز جز از خداى يگانه از كسى نترسد و كسى بر او برترى نداشته باشد ، مگر بهوسيلهء تقوا و كار شايسته . بدرفتارى و وحشيگرى ستمگران عليه رسول عدالت و رحمت از همينجا پديدار شد و آنان با تمام سلاحهاى خود به جنگ با او برخاستند . لكن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بهكار خودش و اينكه پايان كار از آن دين و رسالت اوست يقين داشت و به همين دليل به دشمنانش همچون ابر بهار و سايهء ناپايدار مىنگريست .
وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ .
مراد از « حق » در اينجا خداست و مراد از « أهواءهم » ، باطل ، گمراهى ، هرجومرج و تباهى مىباشد . نظام جهان هستى با زمين و آسمانهايش بر پايهء حق و عدالت استوار است .
بنابراين ، اگر حق از هوسهاى آنان پيروى كند ، به ناچار جهان هستى تباه خواهد شد .
بىترديد اگر خداوند به خواستههاى ستمگران و ثروتمندان پاسخ مثبت دهد ، آنان حتى نور خورشيد را هم از مستضعفان جلوگيرى و تمام جهان هستى را براى خود ، فرزندان و دامادهايشان احتكار مىكنند .
بَلْ أَتَيْناهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ .
پيامبر صلّى اللّه عليه و إله براى عرب بهطور عموم و براى قريش بهطور خاص ، قدرت ، بزرگى و تاريخ را آورد . امّا آنان او را نپذيرفتند و حتى در برابرش مقاومت كردند و با او جنگيدند ، درحالىكه اگر او نبود ، آنان هيچ اهميتى نداشتند . خداوند مىفرمايد : « و قرآن سبب بلندآوازه گشتن تو و قوم توست » . « 1 »
هامش
( 1 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 44 .