ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً .
اين آيه در آيهء پنجم سورهء حج بيان شد .
فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً .
خداوند مضغه ، يعنى پارهء گوشت را به استخوان ، رگها و گوشت تقسيم كرد و آنگاه از مجموعهء آنها اعضاى گوناگون آفريد . تفصيل اين موضوع را بايد در دانش « تشريح » جستجو كرد .
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ .
او را انسان متعادلى قرار داديم كه در شكل و ماهيت ، با آفرينش نخست خود در تضاد است .
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ .
هيچ دليلى براى اثبات اين حقيقت ، روشنتر از آفرينش جهان با اين نظام پايدار و آفرينش انسان با اين زبان و بيان و قلب و خردش وجود ندارد . قبلا ، بارها اين سخن را تكرار كرديم : عادت قرآن بر اين است كه تحولات هستى را به خدا نسبت دهد ؛ زيرا او سبب آفرينش جهان هستى است .
ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ .
كسى كه بميرد بازگشت او به سوى آفريدگارش است .
ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ تُبْعَثُونَ .
آنگاه در روز قيامت برانگيخته مىشويد و دربارهء عملكردتان مورد پرسش قرار مىگيريد .
معناى آسمانهاى هفتگانه
وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرائِقَ .
مراد از طرائق ، آسمانهاست ؛ زيرا برخى از آنها بالاى برخى ديگر قرار دارند . در تفسير آيهء 29 سورهء بقره گفتيم : بيان عدد هفت ، نشاندهنده آن نيست كه تعداد آسمانها بدان منحصر است ، بلكه ذكر اين عدد به سبب ويژگىهايى است كه در آن مىباشد . در آنزمان ، من به همين مقدار بسنده كردم ؛ زيرا بيشتر از آن نمىدانستم ، چرا كه من در علم ستارهشناسى تخصص ندارم .
هنگامى كه به تفسير اين آيه رسيدم ، يك مقاله علمى در روزنامه مصرى الأخبار در