مىگويند : طارق بين الثوبين ، يعنى يكى از دو لباس را روى ديگرى پوشيده است .
اعراب
« مِنْ سُلالَةٍ »
متعلق است به « خلقنا » .
« مِنْ طِينٍ »
متعلق به محذوف و صفت است براى « سلالة » . « جعلناه » به دو مفعول متعدى مىشود ؛ زيرا به معناى صيرناه مىباشد و همچنين است
« خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً »
و
« فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً » .
« كسونا » نيز به دو مفعول متعدى مىشود . « خلقا » مفعول مطلق است براى « انشأناه » ؛ زيرا از قبيل قمت وقوفا است .
« أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
صفت براى « اللّه » است ، هرچند اضافه در اينجا مفيد تعريف نيست ؛ زيرا
« أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
تنها براى خداوند بهكار مىرود ؛ چرا كه جز او آفرينندهء ديگرى وجود ندارد . « بعد » ظرف است متعلق به « ميّتون » .
[ تفسير ]
خدا و انسان
خدا در چندين آيه از قرآن حكيم به آفرينش انسان اشاره كرده است . البته ، نه به اين دليل كه ما بدانيم از كجا و چگونه پيدا شديم و حقيقت ما و ادوارى كه آن را پشت سر گذاشتيم چيست ، بلكه به اين دليل كه به عظمت آفريدگار در آفرينشمان پى ببريم و نيز عظمت او را در آفرينش آسمانها و زمين درك كنيم و به او ايمان بياوريم و به طمع پاداش و ترس از مجازات او ، به او ايمان بياوريم . از جمله آيات مزبور ، اين آيه است : « هر آينه بر انسان مدتى از زمان گذشت و او چيزى درخور ذكر نبود » . « 1 » آرى ، انسان نبوده و سپس بهوجود آمده است ، امّا چه كسى او را آفريد و از نيستى به هستى انتقالش داد در اينباره آفرينندهء جهان به ما خبر مىدهد و مىگويد :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ .
خداوند بزرگ در اين آيه ، منشأ نخستين
هامش
( 1 ) . انسان ( 76 ) آيهء 1 .