تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
نظريه بيان كرده‌اند كه بهترين آنها اين نظريه است : خداوند واژهء مترفين را براى همهء ساكنان قريه به‌كار برده است ، از باب به‌كار بردن جزء در كل . اين قبيل كاربرد ، در سخن عرب فراوان به چشم مىخورد . البتّه ، زمانى كه جزء عضو اصلى كل به شمار آيد ؛ نظير چشم نسبت به بدن انسان . عرب واژهء عين را به معناى پيشاهنگ ارتش به كار مىبرند ؛ زيرا چشم نسبت به ساير اعضاى بدن مزيّت دارد . از آن‌جا كه مترفين در انجام گناه از ديگران تواناتر و شتاب‌كننده‌ترند و از ديگران جرأت بيشترى بر نافرمانى دارند و در عين‌حال ، عموم مردم از آنان پيروى و تقليد مىكنند ، اطلاق واژهء مترفين بر تمام ساكنان قريه صحيح خواهد بود ، چنان‌كه اطلاق واژهء چشم بر انسان صحيح است . بر اين اساس ، معناى آيه چنين است : خداوند ساكنان قريه‌اى را هلاك نمىكند ، مگر زمانى كه آنان سزاوار هلاك شدن و نابودى باشند و آنان هنگامى استحقاق هلاكت را پيدا مىكنند كه با فرستادن پيامبرانى كه ايشان را به كار نيك دستور دهند و از كار بد نهى كنند و از مخالفت و نافرمانى بترسانند ، حجت بر آنان تمام شود . در اين صورت اگر آنان گناه كنند و از فرمان الهى بيرون روند ، سزاوارند كه گرفتار عذاب شوند و خداوند هلاكت و نابودى را برايشان فروفرستد . ما با اين‌كه مىدانيم لفظ آيه اين مفهوم را مىرساند و عقل هم با آن مخالفت ندارد ، لكن در تفسير آيه ، نظريه ديگرى را برمىگزينيم و آن اين است : در هر جامعه‌اى كه مترفين به معنايى كه پيشتر آن را يادآور شديم يافت شوند ، اين جامعه ، جامعه‌اى است كه در سايه نظام فاسد و استبدادى زندگى مىكند ، زيرا وجود مترفين در آن ، كاملا همانند وجود سرطان در بدن است و نخستين مسئول در برابر وجود فاسدان در جامعه ، خود اين جامعه مىباشد ، زيرا در برابر فاسدان مقاومت نكرده و يا دست‌كم ، آنان را كم‌ارزش تلقى ننموده‌اند ، بلكه القاب شرافت و آقايى را به آنان داده و با تعظيم و احترام در اطراف آنان گرد آمده‌اند و در هنگام انتخابات به آنها راى اعتماد داده و