تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاها مَذْمُوماً مَدْحُوراً ؛
زيرا او جز به منفعتش ايمان ندارد و جز به خودش اهميت نمىدهد و جز براى خودش كار نمىكند .
وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً .
« وَ سَعى لَها سَعْيَها » ،
يعنى نيكى را بخواهد و آن را انجام دهد و تنها براى خدا و نيكى بدان ايمان داشته باشد و چنين فردى هم در پيشگاه خدا و هم در نزد مردم ، استحقاق درجات عالى را دارد . امّا كسى كه براى به‌دست آوردن سود و تجارت كار مىكند ، نكوهيده در آتش سوزان جهنم فروخواهد افتاد . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « كسى كه به سوى خدا و پيامبر او هجرت كند ، هجرتش به سوى خدا و پيامبرش است و كسى كه به سوى دنيا هجرت كند به همان مىرسد و يا به سوى زنى هجرت كند ، با او ازدواج خواهد كرد . بنابراين ، هجرت او به سوى چيزى خواهد بود كه به سوى آن هجرت كرده است » . از اين سخن ، چنين نتيجه مىگيريم كه اسلام روشى دارد كه انسان را به انجام كار نيك و دورى از كار بد رهنمون مىسازد ، آن‌هم به‌خاطر خود اين‌دو . بنابراين ، انسان براى نمونه ، ملتزم مىشود كه راست بگويد ، زيرا بايد ملتزم شود و نيز ملتزم مىشود كه از دروغ گفتن دورى ورزد ، زيرا بايد دورى كند و از اين قبيل است ساير فضيلت‌ها و رذيلت‌ها . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله با رساترين عبادت از اين روش ياد كرده است : « همانا برانگيخته شدم تا اخلاق نيكو را به كمال برسانم » . روشن است كه خلق تنها زمانى نيكو و بزرگوارانه است كه از هر شايبه‌اى خالص باشد .
كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ .
اين جمله اشاره به دو گروه است كه يكى تنها براى خودش كار مىكند و ديگرى براى خدا و نيكى .
مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً .
عطاى خدا به انسان از آفرينش و ايجاد او آغاز مىشود كه جز خدا نمىتواند چنين عطايى داشته باشد . آن‌گاه نوبت به ايجاد عوامل بقا و رشد انسان مىرسد و اين عطا شامل حال افراد شايسته و ناشايسته مىشود . امّا عطاى او در جهان آخرت ، تنها به شايستگان و پرهيزگاران اختصاص دارد .