تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥

واژگان

المترفون : كسانى كه به دلخواه خود ، از نعمت‌ها برخوردارند . أمرناهم : آنان را به اطاعت فرمان داديم . فسقوا : مخالفت و سركشى كردند . فحقّ عليهم : عذاب بر آنان واجب شد . التدمير : هلاك كردن . القرون : جمع قرن و با اين واژه از مردم دوره‌اى تعبير مىكنند كه بيشتر آنان از بين رفته باشند . العاجلة : خانهء دنيا . يصلاها : از حرارت آن رنج مىبرد . مدحورا : مردود ، طردشده . محظورا : ممنوع .

اعراب

« كم » در اين‌جا خبريه است و محلّ آن منصوب به « أهلكنا » است .
« مِنَ الْقُرُونِ » ،
بيان است براى ابهام كم و نيز تميز آن . « بربّك » . « باء » زايد و « ربّك » فاعل و
« خَبِيراً بَصِيراً »
تميز است .
« بِذُنُوبِ عِبادِهِ »
متعلق به « خبير » و يا « بصير » است .
« لِمَنْ نُرِيدُ » ،
بدل از ضمير « له » با اعادهء حرف جرّ . جملهء « يصلاها » ، حال از ضمير « له » است و نه از « جهنم » ، چنان‌كه ابو البقاء در كتاب الاملاء گفته است . « مذموما » ، حال از ضمير مستتر در « يصلاها » است .
« كُلًّا نُمِدُّ » .
« كلّا » ، مفعول مقدم براى « نمدّ » است و « هؤلاء » ، بدل از « كلّا » و معنايش چنين است : هركدام از اين گروه و آن گروه را از عطاى پروردگار خواهيم داد .