آن حضرت هنگامى كه در مكه بود در هفتاد آيه از جنگيدن با مشركان نهى شد ، زيرا جنگ در آنزمان بسان خودكشى بود . به تفسير آيهء 77 سورهء نساء ، جلد دوم نگاه كنيد . پس از آنكه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به مدينه هجرت كرد و مسلمانان از شوكت و قدرت برخوردار شدند ، اين آيه نازل شد و اين ، نخستين آيهاى است كه - برخى گفتهاند - به مسلمانان اجازه جنگ داده شده است . خداوند سبب اين اجازه را بدينگونه بيان كرده است كه مشركان بر مسلمانان ستم كردند و آنان را از روى ستم و تجاوز از خانههايشان بيرون راندند . او به مسلمانان وعدهء پيروزى بر دشمنانشان را داد ، زيرا مىگويد :
« وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ » .
الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ .
ظاهر آيه نشان مىدهد كه تنها گناه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و اصحابش از ديدگاه مشركان آن بوده است كه آنان مىگفتند :
لا إله إلّا اللّه . همهء مفسران نيز همين ظاهر را گرفتهاند . حتى يكى از مفسران جديد گفته است : « دربارهء هيچيك از كالاهاى دنيا كه آزها در آن با يكديگر مىجنگند و منافع انسانها با يكديگر در آن تعارض پيدا مىكند و ديدگاهها در آن مختلف مىشوند و خواستهها در آن گوناگون مىگردند ، پيكارى وجود ندارد » . لكن ما پيشتر بارها اشاره كرديم كه سردمداران شرك ، به اين دليل با رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و كلمهء توحيد جنگيدند كه اين رسالت خواستهها ، منافع و مصالح آنها را از بين مىبرد و در ميان مردم مساوات برقرار مىكرد . به آنچه زير عنوان « منفعت همان سبب است » ، جلد اوّل ، نوشتيم رجوع كنيد .
وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً .
پس از آنكه خداوند به مؤمنان مورد ستم اجازه داد كه با مشركان ستمگر پيكار كنند ، اكنون در اين آيه سبب اين اجازه را بيان مىكند و خلاصه آن از اين قرار است :
اگر نيروى بازدارنده وجود نداشته باشد ، هرجومرج حاكم مىشود و فساد از