وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ .
اين جمله تشويقى است به جهاد براى يارى كردن حق و پيروان آن .
الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ .
مراد از قدرت دادن در زمين ، حكومت و سلطنت است . خداوند سوگند ياد كرده است كه او حاكمان را يارى مىكند ، مشروط بر اينكه آنان ميان دو چيز گرد آورند :
1 . حق خدا را كه بر خودشان دارد ، ادا كنند ؛ نظير روزه و نماز و نيز حق او را كه در اموالشان دارد ، پرداخت كنند ، همانند حج و زكات . خداى سبحان از عبادت جسمى به « نماز » و از عبادت مالى به « زكات » تعبير كرده است .
2 . در ميان مردم به عدالت رفتار كنند ، حق را احقاق و باطل را ابطال كنند . مراد از امر به معروف و نهى از منكر نيز همين است . اگر فرمانروايان از زير يكى از اين دو مسئوليّت شانه خالى كنند ، خداوند آنان را به خودشان وامىگذارد .
پرسش : ما بسيارى از فرمانروايان را مىبينيم كه حتّى به خدا ايمان ندارند ، چه رسد به اينكه با برپا داشتن نماز و دادن زكات ، او را عبادت كنند . با اين وجود ، حكومت آنان پابرجاست و مردم از آنها فرمان مىبرند ، زيرا آنان اهداف مردم را تحقق بخشيده و به خاطر خواستههاى آنان كار كردهاند و هيچكدام از افراد ملت اين فرمانروايان را بر اثر كفرشان بازخواست نكرده است . بنابراين ، عنصر ايمان و عبادت رحمان ، شرط ادامه حكومت و پايدارى آن نيست ؟
پاسخ : مراد از يارى كردن خدا در آيه ، هم تثبيت حكومت در دنيا و هم دادن پاداش در آخرت است و حتى اين پاداش ، همان يارى كردن حقيقى است ؛ زيرا حكومت دنيوى از بين رفتنى و با رنج و اندوه آميخته است ، امّا نعمتهاى آخرت ، هميشگى و بىپايان و نيز از هرجهت پاك و گوارا مىباشد . حاكم كافر اگر به عدالت رفتار كند ، ممكن است حكومتش پابرجا بماند ، امّا در آخرت بر اثر كفرش به دلايل و نشانههاى