بايد از او دفاع نمايد و گرنه ، از زمرهء خيانتكاران و ناسپاسان خواهد بود . در حديث آمده است : « كسى كه از گفتن حق خوددارى كند ، شيطانى است لال » .
ثالثا ، اگر صرف ايمان به خدا ، ستمها و بدىها را از مؤمن دفع مىكرد - اگر اين تعبير درست باشد - بايد تمام مردم ايمان تجارتى به خداوند مىآوردند همانند كسى كه دين و وجدانش را به هركس كه قيمت آن را بپردازد ، مىفروشد .
رابعا ، ايمان حقيقى آن است كه ما از خداوند در تمام احكام و اوامرش اطاعت كنيم . خداوند به ما دستور داده است كه بايد به دنبال عوامل طبيعى برويم كه ما را به هدفمان مىرساند و عامل پيروزى را در وحدت كلمه و آماده كردن نيرو قرار داده است . خداوند مىگويد : « و با يكديگر به نزاع برنخيزيد كه ناتوان شويد و مهابت و قوت شما برود » . « 1 » نيز مىفرمايد : « و تا آنجا كه مىتوانيد نيرو آماده كنيد » . « 2 » ابن عربى در الفتوحات المكيه از اين عوامل به ( أيدى الله ) دسستان خدا » تعبير كرده است . او اين تعبير را از اين آيه گرفته است :
« أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينا أَنْعاماً فَهُمْ لَها مالِكُونَ ؛
« 3 » آيا نديدهاند كه به يد قدرت خويش برايشان چارپايان را آفريديم و اكنون مالكشان هستند ؟ » به آنچه زير عنوان « دين گندم نمىدهد » در جلد سوم رجوع كنيد .
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ .
مسلمانان در مكه ناتوان بودند و انواع آزار و ستم را از سوى مشركان تحمل مىكردند و نمىتوانستند از خود دفاع كنند . بنابراين ، نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مىآمدند و به او شكايت مىبردند ، درحالىكه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله جز اينكه آنان را به شكيبايى سفارش كند ، كارى نمىتوانست انجام دهد . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به آنان مىفرمود : « من به جنگ مأمور نشدم » . حتى
هامش
( 1 ) . انفال ( 8 ) آيهء 46 .
( 2 ) . همان ، آيهء 60 .
( 3 ) . يس ( 36 ) آيهء 71 .