آنها را دربرمىگيرد . البته ، اين تجربه نمىتواند از عقل بىنياز باشد ؛ زيرا حواس تنها بهوسيلهء عقل [ اشيا را ] درك مىكند . در شناخت خداوند ، راه شناخت تنها به عقل منحصر مىشود . امّا نبوت بايد از طريق معجزه و عقل باهم ثابت شود . به بيانى دقيقتر نبوت با معجزهاى ثابت مىشود كه عقل آن را بپذيرد و اعتراف كند كه اين معجزه از آسمان است ، نه از زمين . وحى عامل شناخت در تمام چيزهايى بهشمار مىرود كه پيامبر آن را آورده است . راه شناخت به وسيلهء وحى در موجودات و اشيا غيبى منحصر مىشود ؛ مانند جن ، فرشتگان ، آمدن قيامت ، چگونگى بازپرسى و كيفر كردار در نشأة دوم و امثال آن .
ثانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ نُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَذابَ الْحَرِيقِ .
او نادان است و بدون داشتن دانش دربارهء خدا جدال مىكند ، او خودخواه است و به فخرفروشى و خودخواهى دل مىبندد و نيز گمراه و گمراهكننده مىباشد .
آيا نادانان ، خودخواهان و گمراهان ، جز اينكه از سوى مردم تحقير و توهين و از سوى خدا گرفتار عذاب دردناك شوند پاداشى دارند ؟
ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ يَداكَ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ .
خداوند بر بندگانش ستم نمىكند ؛ زيرا با بخشيدن خرد به آنان ، فرستادن پيامبران و نازل كردن كتابها ، حجت را برايشان تمام كرده است .
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ .
خداوند در آيهء پيشين در مورد كسى كه به خدا كفر مىورزد و بدون آگاهى دربارهء او جدال مىكند سخن گفت . اكنون در اين آيه از كسى ياد مىكند كه خدا را بر يك حرف عبادت مىكند . مفسران دربارهء اينكه مراد از اين حرف چيست ، اختلاف كرده و چند ديدگاه ابراز داشتهاند : يكى از اين ديدگاهها اين است كه از روى ترديد خدا را مىپرستد . ديدگاه دوم اينكه او با زبانش خدا را عبادت مىكند ، نه با قلب خودش و از اين قبيل نظريات . لكن دليلى بر اين اختلاف وجود ندارد ؛ زيرا خداوند خود كسى را كه خدا را بر يك حرف عبادت