دارد ، ترديدى نيست با اينوجود ، حيات تنها با اجازه خدا در آن جريان پيدا مىكند ؛ زيرا هرچيزى به فرمان و سخن او : « موجود شو پس موجود مىشود » برگشت مىكند . برخى از صوفىها گفتهاند : مراد از « زمين مرده » نفس نادان و مراد از آب ، دانش و مراد از گياه بهجتانگيز ، صفات جلال و كمال است .
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ يُحْيِ الْمَوْتى وَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ .
« ذلك » اشاره است به امر و شأن . معناى جمله « إن
اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ »
آن است كه حكومت و سلطنت تنها از آن اوست شريكى براى او نيست و وجود ، تنها از سوى او مىباشد . بنابراين ، او آفريننده و بازگرداننده است و نيز نشأة دوم ( قيامت ) كاملا همانند نشأة نخست ( دنيا ) يقينا بهوقوع خواهد پيوست و حتى اوّلى بسان وسيله و راهى است به سوى دومى كه مقصد نهايى است ؛ زيرا در نشأة دوم است كه انسان به سوى آفريدگارش بازمىگردد و به منظور بازپرسى و كيفر ، در پيشگاه او مىايستد و ديگر اينكه نشأة دوم جاودانه و نشأة نخست از بين رفتنى است و چيزى كه از بين رفتنى باشد ، وسيلهء چيزى خواهد بود كه ماندنى است . با اين بيان ، تفسير سخن خداوند را به دست مىآوريم كه مىگويد : « جن و انس را نيافريديم ، مگر اينكه مرا عبادت كنند » « 1 » ؛ يعنى مگر اينكه براى آخرت كار كنند .
قبلا در چندين آيه ، دربارهء روز قيامت سخن گفته شد . به جلد اوّل ، بخش « قيامت » و جلد دوم ، بخش « راههاى گوناگون براى اثبات قيامت » و جلد چهارم ، بخش « ماديون و زندگى پس از مرگ » رجوع كنيد .
هامش
( 1 ) . ذاريات ( 51 ) آيهء 56 .