تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ .
برخى ناتمام آفريده است .
لِنُبَيِّنَ لَكُمْ .
تا قدرت خود را بر دوباره زنده كردن و ديگر چيزها بيان كنيم .
وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى .
اجل مسمى همان وقتى است كه زن زايمان مىكند .
ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا .
معناى اين جمله روشن است .
ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ .
« الأشد » ، يعنى وقتى كه نيروهاى جسمى و عقلى انسان كامل شود .
وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى .
برخى از شما پيش از رسيدن به مرحله نيرومندى مىميرند و يا پس از اين مرحله و پيش از رسيدن به سن پيرى و بدترين مرحله عمر .
وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً .
انسان پيرو خرفت مىشود و نيروى جسمانى و عقلانى و نيز نيروى حافظه‌اش به تحليل مىرود و در اين صورت ، از كجا مىتواند آگاهى به دست آورد ؟ زمانى كه خرد ناتوان گردد ، نيروى عاطفه و احساسات حاكم مىشود و انسان تحت تأثير پست‌ترين اشيا قرار مىگيرد . اين تحول و پيشرفت در خلقت انسان از مرحلهء پايين‌تر به مرحلهء بالاتر ، از خاك به نطفه و از آن به يك لخته خون و آن‌گاه به يك پاره گوشت و آن‌گاه به كودك ، تا رسيدن به مرحله نيرومندى ، همگى آشكارا نشان مىدهد كه در وجود انسان ، از همان آغاز ولادتش ، نيرو و استعدادى نهفته است كه به وسيلهء آن به سمت كمال و برترى پيش مىرود . البته ، مشروط بر اين‌كه چيزهايى كه وى را از اين هدف بازدارد بر سر راهش قرار نگيرد .
وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ .
هرگاه آب بر زمين باير فروبريزد ، اين زمين به جنب‌وجوش مىآيد و زندگى را از سر مىگيرد و انواع گياهانى كه براى تماشاچيان شادى آفرين و براى خورندگان لذت بخشند از خود بيرون مىدهد . در اين‌كه زمين استعداد حيات را