واژگان
الحرث : كشتزار .
النفش : چريدن حيوانات در شب بدون چوپان .
اللّبوس : زره .
العاصفة : تند .
الغوص : فرود رفتن در ژرفاى دريا .
اعراب
« كلّا » مفعول اوّل براى « آتينا » و « حكما » مفعول دوم است . « مع » منصوب است به « يسبّحن » . و « الطّير » عطف است بر « الجبال » . « لسليمان » متعلّق به فعل محذوف است :
سخّرنا لسليمان . « عاصفة » حال از « الرّيح » است .
« مِنَ الشَّياطِينِ »
متعلق به محذوف است .
« مَنْ يَغُوصُونَ » .
« من » مفعول براى فعل محذوف : و سخّرنا من الشياطين و جايز است كه « من » مبتدا و
« مِنَ الشَّياطِينِ »
خبر و جمله مستأنفه باشد .
« دُونَ ذلِكَ »
متعلق به محذوف و صفت براى « عمل » است .
تفسير
وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ .
در ميان راويان مشهور است كه دو مرد به نزد داوود عليه السّلام آمدند : يكى از اين دو صاحب كشتزارى بود و ديگرى داراى گلّهء گوسفند . صاحب مزرعه گفت :
گوسفندان اين مرد ، شبانه در كشتزارم چريدهاند . پس از آنكه وى اين مدّعاى خود را در نزد داوود عليه السّلام ثابت كرد ، داوود عليه السّلام حكم صادر كرد كه گوسفندان به صاحب كشتزار داده شود . وقتى كه سليمان عليه السّلام از اين حكم آگاهى پيدا كرد ، به پدرش گفت : براى اين