تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
عادت داشت كه به صورت ناشناس در ميان مردم گشت زند تا با اوضاع و احوال آنان آشنا شود . يك روز به مردى برخورد كرد و از او دربارهء رفتار داوود عليه السّلام پرسيد . آن مرد به او گفت : اگر از بيت المال نمىخورد ، رفتارش خوب بود . بنابراين ، داوود عليه السّلام سوگند ياد كرد كه پس از آن‌روز ، جز از دسترنج خودش نخورد . وقتى كه خداوند از وى اين اخلاصمندى و نيت راست را مشاهده كرد ، آهن را براى او نرم گردانيد و ساختن زره را به وى آموخت . اين روايت خواه درست باشد و خواه نادرست حداقل بدين نكته اشاره دارد كه نگهدارى از منافع و اموال مردم واجب است . به‌طور متواتر نقل شده كه وقتى حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله از دنيا رفت ، زره وى بابت چند صاع جو در گرو بود ، درحالىكه تمام ثروت‌هاى جزيرة العرب در دست و زير فرمان او قرار داشت .
وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها وَ كُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عالِمِينَ .
ظاهر اين آيه به روشنى نشان مىدهد كه باد به فرمان خداوند ، سليمان عليه السّلام را حمل مىكرد و مادام كه خرد اين ظاهر را رد نمىكند ، هيچ داعى نداريم كه آن را تأويل كنيم . روشن‌تر از اين آيه ، اين سخن خداوند است : « و باد را مسخّر سليمان كرديم . بامدادان يك ماه راه مىرفت و شبانگاه يك ماه راه » . « 1 » بنابراين ، باد در بامداد ، يك ماه راه را طى مىكرد و در شبانگاه هم يك ماه را . مراد از زمين پربركت ، همان زمينى است كه در آيهء 71 همين سوره از آن نام برده شد . پرسش : خداوند در اين‌جا فرموده است :
« وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً » .
امّا در آيهء 36 سورهء ص فرمود :
« فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً » .
« عاصفة » ، يعنى باد تند و « رخاء » ، يعنى باد ملايم . بنابراين ، چگونه مىتوان ميان اين دو آيه جمع كرد ؟ پاسخ : باد برحسب فرمانى كه سليمان عليه السّلام به او مىداد ، يك‌بار تند مىوزيد و بار
هامش
( 1 ) . سبأ ( 34 ) آيهء 12 .