داد ، جز اينكه به ايشان بگويى : واى بر شما ، اى كسانى كه به صورت ، مرد هستيد ! امّا مردانگى در ميان شما وجود ندارد .
قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ .
خدايان را يارى دهيد . . .
خدايانى كه از يارى كردن خود ناتوانند و باوجوداين ، خدايانند « اگر پرواز كند بازهم بز است » معناى نكس و ايستادن بر روى سر ، همين است .
قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ .
آنان گفتند و خدا هم گفت ، در حالى كه سخن خدا را كسى نمىتواند رد كند .
پرسش : طبيعت آتش سوزندگى است ، بنابراين ، چگونه سرد شد ؟
پاسخ : نخستين اثرگذار در هر موجود ، خداوند است و تمام فيض از نزد او مىباشد و تمام ابزارها و وسايل به او منتهى مىشوند ، خواه اين وسيله علّت باشد ، يا شرط و يا چيزى ديگر . براى نمونه ، سوزندگى از آتش است و آتش از هيزم و هيزم از طبيعت و طبيعت از كلمهء او به وجود آمده است . بنابراين ، اوست كه آتش را آفريده است ، آتشى كه مىسوزاند ، امّا مشروط به اينكه او به اين آتش نگويد : سرد باش و هرگاه به آن چنين بگويد ، آنهم طبق فرمان او سرد مىشود . به بيانى ديگر سردى و گرمى آتش از ارادهء آفريننده و به وجود آورندهء آن تبعيت مىكند .
وَ أَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرِينَ .
مشركان آتش برافروختند تا ابراهيم را بسوزانند ؛ امّا اين آتش از معجزات بزرگ و دلايل قطعى بر راستگويى و نبوت او بود :
« آنان مكر كردند و خداوند هم مكر كرد و خدا بهترين مكركنندگان است » . « 1 »
در برخى از تفاسير كهن آمده است : وقتى نمرود ديد كه آتش در ابراهيم عليه السّلام تأثيرى ندارد ، دستور داد اموالش را مصادره و او را از كشور تبعيد كنند . ابراهيم به او گفت :
حال كه اموال مرا گرفتيد ، آن مقدار از عمرم را كه در سرزمين شما بر باد رفته است به من برگردانيد . آنگاه با نمرود به نزد قاضى رفتند قاضى دستور داد كه اموال ابراهيم عليه السّلام
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 54 .